تبلیغات
یـــــــــــــاوران اســـــــــــلام

یـــــــــــــاوران اســـــــــــلام
«اُنْظُرْ اِلی ما قالَ وَ لا تَنْظُرْ اِلی مَنْ قالَ»
نویسندگان

سوره 7. اعراف آیه 52

وَلَقَدْ جِئْنَهُم بِكِتَبٍ فَصَّلْنَهُ عَلَى‏ عِلْمٍ هُدىً وَرَحْمَةً لِّقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ‏

1- خداوند به وسیله كتاب، اتمام حجّت كرده و انسان را از مغرور شدن به دنیا و فراموشى آخرت وانكار آیات، (در آیه قبل) نجات مى‏ دهد. «لقدجئناهم‏بكتاب»

صدها چراغ دارد و بیراهه مى‏ رود بگذار تا بیفتد و بیند سزاى خویش
2- آوردن كتاب هدایت و رحمت، كار خداوند است كه آن را بخش بخش و به تدریج نازل كرده است. «لقد جئناهم بكتاب فصّلناه»
3- وحى خداوند، بر اساس علم الهى به نیازهاى انسان و جهان است. «بكتاب فصّلناه على علم»
4- كتاب و علم الهى، بسیار با عظمت است. «كتابٍ... علمٍ» هر دو نكره است.
5 - هدایت با قرآن، از بزرگ‏ترین رحمت و لطف‏هاى خداوند به مؤمنان است. «هدىً و رحمةً لقوم یؤمنون»
6- قرآن، هدایت‏گر اهل باور است، نه انسان‏هاى لجوج و بهانه‏ گیر. «لقوم یؤمنون»


آیه53

هَلْ یَنْظُرُونَ إِلَّا تَأْوِیلَهُ یَوْمَ یَأْتِى تَأْوِیلُهُ یَقُولُ الَّذِینَ نَسُوهُ مِن قَبْلُ قَدْ جَآءَتْ رُسُلُ رَبِّنَا بِالْحَقِ‏ّ فَهَل لَّنَا مِن شُفَعَآءَ فَیَشْفَعُواْ لَنَآ أَوْ نُرَدُّ فَنَعْمَلَ غَیْرَ الَّذِى كُنَّا نَعْمَلُ قَدْ خَسِرُواْ أَنفُسَهُمْ وَضَلَّ عَنْهُم مَّا كَانُوا یَفْتَرُونَ‏



1- خداوند در قرآن، منكران را توبیخ مى ‏كند كه تا تحقّق تهدیدهاى او را نبینند، ایمان نخواهند آورد. «هل ینظرون...»
2- ناله‏ ها، اعتراف‏ها و آرزوها در قیامت، به جایى نمى ‏رسد. پس باید در دنیا هشدارهاى قرآن را جدّى بگیریم. «یوم یأتى تأویله یقول...»
3- خسارت بزرگ، فراموش كردن قرآن و قیامت است. «نسوه»
4- قیامت، روز آگاهى و بیدارى است. «قد جاءت رسل ربّنا بالحقّ»
5 - رسالت پیامبران در مسیر تربیت انسان و از شئون ربوبیّت خداوند است. «قد جاءت رسل ربّنا بالحقّ»
6- كافران، دین و آخرت را جدّى نمى ‏گیرند، روز قیامت كه متوجّه خطاى خود مى ‏شوند، آرزوى برگشت مى‏ كنند، ولى این آرزو، بیهوده است. «او نردّ فنعمل» در جاى دیگر مى‏ فرماید: آنان اگر هم بازگردند، همان كارها را ادامه مى‏ دهند. «ولو ردّوا لعادوا لما نُهوا عنه» [136]
7- شفاعت براى همه نیست. «فهل لنا من شفعاء»
8 - در قیامت، خبرى از جلوه و تأثیر طاغوت‏ها، بت‏ها، ثروت‏ها و قدرت‏ها نیست. «ضلّ عنهم...»

136) انعام، 28


آیه54

إِنَّ رَبَّكُمُ اللَّهُ الَّذِى خَلَقَ السَّمَوَ تِ وَالْأَرْضَ فِى سِتَّةِ أَیَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَى‏ عَلَى الْعَرْشِ یُغْشِى الَّیْلَ النَّهَارَ یَطْلُبُهُ حَثِیثاً وَ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ وَالنُّجُومَ مُسَخَّرَتٍ بِأَمْرِهِ أَلَا لَهُ الْخَلْقُ وَالْأَمْرُ تَبَارَكَ اللَّهُ رَبُّ الْعَلَمِینَ‏

1- آفریدگار هستى، لایق تدبیر و مدیریّت آن است. «ربّكم اللّه الّذى خلق...»
2- عرش، مركز مدیریّت و تصمیم ‏گیرى خداوند است. «استوى على العرش»
3- تعقیب دائمى شب و روز، تنها با كروى بودن و حركت داشتن زمین ممكن است. «یطلبه حثیثاً»
4- هستى، هم نظام دارد و هم تسلیم اراده‏ى خداست. «مسخرات بأمره»
5 - هم آفرینش به دست خداست، هم اداره و تدبیر آفریده‏ها. «له الخلق والامر»
6- خداوند سرچشمه ‏ى بركات است. «تبارك اللّه»
7- نزول بركات، از ربوبیّت خداوند است. «تبارك اللّه ربّ العالمین»
8 - تمام هستى در حال تكامل و تحت تربیت الهى است. «ربّ العالمین»


آیه55

اُدْعُواْ رَبَّكُمْ تَضَرُّعاً وَخُفْیَةً إِنَّهُ لَا یُحِبُّ الْمُعْتَدِینَ‏

1- پس از خداشناسى، خداپرستى لازم است. «اُدعوا ربّكم» در آیه‏ى قبل، خداشناسى مطرح شد، در این آیه خداپرستى.
2- بهتر است دعا با استمداد از كلمه‏ى «ربّ» و همراه تضرّع و زارى و پنهانى باشد. «اُدعوا ربّكم تضرّعاً و خفیة» دعاى پنهانى از ریا دور و به اخلاص نزدیك‏تر است.
3- دعا وقتى مؤثّر است كه خالصانه و همراه با تضرّع باشد. «تضرّعاً و خفیة»
4- با تمام وجود و با كمال خضوع خدا را بخوانیم وزبانمان نماینده همه‏ ى وجود ما باشد. «اُدعوا... تضرّعاً»
5 - گردنكشان و تجاوزكاران، از لطف و محبّت الهى محروم مى‏ باشند. «انّه لا یحبّ المعتدین»
6- دعا نكردن، دعاى بى ‏تضرّع و دعاى ریائى، از نمونه‏ هاى سركشى و تجاوز است. «المعتدین»


آیه56

وَلَا تُفْسِدُواْ فِى الْأَرْضِ بَعْدَ إِصْلَحِهَا وَادْعُوهُ خَوْفاً وَطَمَعاً إِنَّ رَحْمَتَ اللَّهِ قَرِیبٌ مِّنَ الْمُحْسِنِینَ

1- جامعه‏ ى اصلاح شده نیز در معرض خطر است. «ولاتفسدوا... بعد اصلاحها»
2- انقلابیون اصلاحگر، بى ‏نیاز از دعا و مناجات نیستند. «وادعوه خوفاً...»
3- آبادى‏ هاى زمین را تخریب نكنید. «ولاتفسدوا فى الارض بعد اصلاحها»
4- انسان باید میان خوف و رجا باشد. این اعتدال را خداوند، «احسان» نامیده است. «قریب من المحسنین»
5 - سیره و روش نیكوكاران، دورى از فساد است. «لاتفسدوا... قریب من المحسنین»
6- احسان، زمینه‏ ى دریافت رحمت الهى است و بدون آن، انتظار رحمت بى‏ جاست. «قریب من‏المحسنین» آرى، دعاى مستجاب همراه بانیكوكارى است.
7- دست نیاز به جانب حقّ دراز كردن و دورى از فساد، احسان است. «و لاتفسدوا... و ادعوه... قریب من المحسنین»


آیه57

وَهُوَ الَّذِى یُرْسِلُ الرِّیحَ بُشْراً بَیْنَ یَدَىْ رَحْمَتِهِ حَتَّى‏ إِذَا أَقَلَّتْ سَحَاباً ثِقَالاً سُقْنَهُ لِبَلَدٍ مَّیِّتٍ فَأَنزَلنَا بِهِ الْمَآءَ فَأَخْرَجْنَا بِهِ مِن كُلِ‏ّ الثَّمَرَ تِ كَذَ لِكَ نُخْرِجُ الْمَوْتَى‏ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ‏

1- قوانین طبیعى با همه پیچیدگى و نظمى كه دارند، تحت اراده پروردگار است و نباید انسان را از مبدأ هستى غافل كند. «هو الّذى یرسل الریاح» (در فرمول‏هاى علمى و قوانین مادّى غرق نشوید، هدایت و حركت بادها و نزول باران و رویش گیاهان، با تدبیر خداوند است)
2- منكران معاد، برهانى ندارند و تنها استبعاد مى‏ كنند. بیان نمونه ‏هاى حیات در طبیعت و جمع شدن مواد تشكیل دهنده ‏ى گلابى، سیب و انار كه در خاك پخش هستند، نظیر جمع شدن ذرّات مردگان است و این نمونه‏ ها براى رفع آن استبعاد كافى است. «كذلك نخرج الموتى»
3- مرگ، به معناى فنا و نیستى نیست، بلكه تغییر حالت است، همان گونه كه زمین مرده، به معناى زمین معدوم و نابود نیست. «سقناه لبلد میّت... فاخرجنا... كذلك نخرج الموتى»


تفسیرنور



طبقه بندی: طرح قرانی گروه WhatsApp ( "یاوران ظهور")،
[ جمعه 4 اردیبهشت 1394 ] [ 07:40 ب.ظ ] [ Arbabi . ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ


بازدیدکنندگان
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
امکانات وب
آیه قرآن تصادفی