تبلیغات
یـــــــــــــاوران اســـــــــــلام

یـــــــــــــاوران اســـــــــــلام
«اُنْظُرْ اِلی ما قالَ وَ لا تَنْظُرْ اِلی مَنْ قالَ»
نویسندگان
سوره 7. اعراف آیه 74

وَاذْكُرُواْ إِذْ جَعَلَكُمْ خُلَفَآءَ مِن بَعْدِ عَادٍ وَبَوَّأَكُمْ فِى الْأَرْضِ تَتَّخِذُونَ مِن سُهُولِهَا قُصُوراً وَتَنْحِتُونَ الْجِبَالَ بُیُوتاً فَاذْكُرُواْ ءَالَاءَ اللَّهِ وَلَا تَعْثَوْاْ فِى الْأَرْضِ مُفْسِدِینَ‏

1- تحوّلات تاریخى واجتماعى، بر اساس قوانین و سنّت‏هاى الهى است. «اذ جعلكم خلفاء»
2- همه‏ ى امكانات زندگى ما از خداوند است. «بوّأكم فى الارض»
3- از تاریخ گذشتگان عبرت بگیریم. «واذكروا... بعد عاد»
4- انسان، از همه‏ ى شرایط طبیعى مى ‏تواند بهره بگیرد. «سهولها... الجبال»
5 - مسكن، از نعمت‏هاى ویژه الهى است. «قصوراً... بیوتاً... آلاء اللّه»
6- رفاه، مسكن و قصر، اگر از یاد خدا جدا باشد زمینه‏ ى فساد مى‏ شود. «قصوراً... بیوتاً... مفسدین»
7- اگر نعمت‏ها را ودیعه‏ ى الهى بدانیم و خود را در معرض هلاكت ببینیم، از تجاوز دورى مى ‏كنیم. «واذكروا... لاتعثوا»
8 - قصرنشینان وكسانى كه امكانات بیشترى دارند، بیشتر نیازمند یاد خدایند تا به فساد كشیده نشوند. (كلمه‏ ى «قصر»، میان دو جمله «اذكروا» آمده است) [166]

166) البتّه در صورتى كه قصر در آیه معنى معروف زمان ما را داشته باشد، نه اینكه به معنى خانه معمولى باشد


آیه75و76

قَالَ الْمَلَأُ الَّذِینَ اسْتَكْبَرُواْ مِن قَوْمِهِ لِلَّذِینَ اسْتُضْعِفُواْ لِمَنْ ءَامَنَ مِنْهُمْ أَتَعْلَمُونَ أنَّ صَلِحاً مُّرْسَلٌ مِّن رَبِّهِ قَالُواْ إِنَّا بِمَآ أُرْسِلَ بِهِ مُؤْمِنُونَ
قَالَ الَّذِینَ اسْتَكْبَرُواْ إِنَّا بِالَّذِى ءَامَنتُم بِهِ كَفِرُونَ

1- معمولاً اشراف و افراد صاحب نفوذ، مخالف راه انبیایند و به شبهه آفرینى در میان مؤمنان دست مى‏ زنند. «قال الملأ الّذین استكبروا»
2- نه فقر و استضعاف ارزش است و نه تمكّن و كاخ‏ نشینى؛ آنچه مهم است انتخاب راه خداوند از طریق آگاهى، علم، ایمان، تقوا، جهاد و هجرت است. (در آیه‏ى قبل، قصرسازى را نعمت الهى به شمار آورد، به شرط آنكه به فساد منتهى نشود، اینجا هم از مستضعفان مؤمن ستایش شده است، نه از همه‏ ى آنان.) «آمن منهم»
3- بیشترین پیروان پیامبران، از میان مستضعفان بوده ‏اند. «للّذین استضعفوا لِمَن آمن منهم»
4- عامل ایمان مستضعفان به انبیا، فقط فقر مادّى نیست، زیرا برخى از مستضعفان نیز ایمان نمى ‏آوردند. «آمن منهم»
5 - ایجاد شكّ و تردید، از شیوه‏ هاى تضعیف ایمان است. «أتعلمون...؟»
6- تضعیف رهبر، یكى از روشها و هدف‏هاى اصلى دشمن است. «أتعلمون انّ صالحاً مرسل»
7- گرچه محیط و جامعه در فرد اثر دارد، ولى اجبار نمى ‏آورد. (مستضعفان محروم، با صراحت در مقابل مستكبران ایستاده و گفتند: به صالح ایمان داریم). «انّا بما ارسل به مؤمنون»
8 - شبهات مخالفان را باید قاطعانه پاسخ داد. «انّا بما ارسل به مؤمنون»
9- به تمام فرمان‏ هاى پیامبر باید ایمان داشت. «بما ارسل به مؤمنون»
10- مستكبران، علاوه بر كفر و لجاجت خود، نسبت به ایمان مستضعفان حساسیّت دارند. «انّا بالّذى آمنتم به كافرون» و نگفتند: «انّا به كافرون»


آیه77

فَعَقَرُواْ النَّاقَةَ وَعَتَوْاْ عَنْ أَمْرِ رَبِّهِمْ وَقَالُواْ یَصَلِحُ ائْتِنَا بِمَا تَعِدُنَآ إِن كُنتَ مِنَ الْمُرْسَلِینَ

1- كفر، زمینه‏ ى تجاوز است. «كافرون فعقروا...»
2- سكوت و رضایت بر گناه، شركت در گناه محسوب مى‏ شود. «عقروا» با اینكه قاتل یك نفر بود.
3- نافرمانى و تجاوز از دستور، مهم‏تر از كشتن شتر است. «و عَتَوا عن أمر ربّهم»
4- دستورات الهى برخاسته از ربوبیّت اوست. «امر ربّهم»
5 - تكبّر، زمینه‏ ساز جسارت و گستاخى است. «ائتنا بما تعدنا»


ایه78

فَأَخَذَتْهُمُ الرَّجْفَةُ فَأَصْبَحُواْ فِى دَارِهِمْ جَثِمِینَ‏

1- قهر خدا ناگهانى است، به هوش باشیم. «فأخذتهم الرّجفة»
2- چه بسا زمین لرزه‏ ها و حوادث طبیعى كه عذاب الهى است. «فأخذتهم الرجفة»
3- وعده‏ هاى انبیا، عملى است، پس هشدارهایشان را جدّى بگیریم. (در آیات قبل تهدید بود: «لا تمسّوها بسوء فیأخذكم عذاب الیم» و این رجفه، همان تحقّق وعید و عذاب الیم است). «فأخذتهم الرّجفة»


آیه79

فَتَوَلَّى‏ عَنْهُمْ وَ قَالَ یَقَوْمِ لَقَدْ أَبْلَغْتُكُمْ رِسَالَةَ رَبِّى وَنَصَحْتُ لَكُمْ وَ لَكِن لَّا تُحِبُّونَ النَّصِحِینَ‏

1- گاهى قهر و ترك رابطه، در تربیت و تبلیغ لازم است. «فتولّى عنهم»
2- كیفرهاى الهى، پس از اتمام حجّت است. «لقد أبلغتُكم»
3- برنامه‏ ى پیامبران، ابلاغ پیام همراه با دلسوزى و خیرخواهى است، نه ابلاغ خشك و بى‏ روح مقرّرات و بخشنامه ‏هاى ادارى. «لقد أبلغتُكم...و نصحتُ لكم»
4- ناصحان را دوست بداریم كه بى‏ اعتنایى به سخن دلسوزان جامعه، زمینه‏ ى قهر خدا را فراهم مى‏ كند. «ولكن لا تحبّون الناصحین»
5 - دوست داشتن، كلید پیروى كردن است. «ولكن لا تحبّون الناصحین»


آیه80و81

وَ لُوطاً إذْ قَالَ لِقَوْمِهِ أَتَأْتُونَ الْفَحِشَةَ مَا سَبَقَكُم بِهَا مِنْ أَحَدٍ مِّنَ الْعَلَمِینَ‏
إِنَّكُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجَالَ شَهْوَةً مِّن دُونِ النِّسَآءِ بَلْ أَنتُمْ قَوْمٌ مُّسْرِفُونَ‏

1- همجنس‏ بازى و لواط، از گناهان كبیره و عملى بسیار زشت است. «الفاحشة»
2- بت‏ پرستان، اگر بهانه‏ ى بت‏ پرستى نیاكان را داشتند، پیروان فحشا، این بهانه را هم نداشته و ابتكار جنایت و گناه از خودشان بود. «ما سبقكم بها»
3- ابداع‏ كنندگان اعمال زشت، مرتكب گناهى بزرگتر و مستحقّ ملامتى بیشتر مى ‏باشند. «ما سبقكم بها من احد من العالمین»
4- كسى كه راه طبیعى و فطرى را كنار بگذارد، مسرف است. «مسرفون» ارضاى شهوت از غیر راه طبیعى، اسراف است.
5 - لواط، تجاوز به حقوق زنان در جامعه است. «دون النساء بل‏انتم قوم مسرفون»



تفسیرنور


طبقه بندی: طرح قرانی گروه WhatsApp ( "یاوران ظهور")،
[ دوشنبه 7 اردیبهشت 1394 ] [ 07:40 ب.ظ ] [ Arbabi . ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ


بازدیدکنندگان
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
امکانات وب
آیه قرآن تصادفی