تبلیغات
یـــــــــــــاوران اســـــــــــلام

یـــــــــــــاوران اســـــــــــلام
«اُنْظُرْ اِلی ما قالَ وَ لا تَنْظُرْ اِلی مَنْ قالَ»
نویسندگان

سوره 7. اعراف آیه 138و 139و140

وَ جَوَزْنَا بِبَنِى‏إِسْرَ ءِیلَ الْبَحْرَ فَأَتَوْاْ عَلَى‏ قَوْمٍ یَعْكُفُونَ عَلَى‏ أَصْنَامٍ لَّهُمْ قَالُواْ یَمُوسَى اجْعَل‏لَّنَآ إِلَهاً كَمَا لَهُمْ ءَالِهَةٌ قَالَ إِنَّكُمْ قَوْمٌ تَجْهَلُونَ‏
إِنَّ هَؤُلَآءِ مُتَبَّرٌ مَّا هُمْ فِیهِ وَبَطِلٌ مَّا كَانُواْ یَعْمَلُونَ‏
قَالَ أَغَیْرَ اللَّهِ أَبْغِیكُمْ إِلَهاً وَهُوَ فَضَّلَكُمْ عَلَى الْعَلَمِینَ‏


1- پرستش (حقّ یا باطل)، در طول تاریخ بشر وجود داشته است. «یعكفون على اصنام لهم» (در زمان موسى علیه السلام نیز افرادى بت مى ‏پرستیدند.)
2- محیط جبرآور نیست، ولى تأثیرگذار هست. «فأتوا على قوم ...» پس تا در اعتقاد و ایمان قوى نشده ‏ایم، از محیط و فرهنگ فاسد دورى كنیم، زیرا گاهى مشاهده ‏ى یك صحنه (از فیلم، عكس، ماهواره و یا اجتماع) چنان در انسان تأثیرگذار است كه تمام زحمات تربیتى رهبران را متزلزل و خراب مى‏ كند.
3- گاهى انسان از مهم‏ترین نعمت‏ها غفلت ورزیده و نسبت به آنها ناسپاسى مى‏ كند. «جاوزنا... اجعل لنا»
4- گاهى انسان به‏ حدّى كج ‏اندیش مى‏ شود كه از رهبران الهى نیز درخواست ناروا مى‏ كند. «یا موسى اجعل لنا آلهة»
5 - افراد و ملّت‏ ها، هر لحظه در معرض خطر انحرافند. «قالوا یا موسى...»
6- ایمان سطحى، زودگذر است. «وجاوزنا... قالوا... اجعل لنا آلهة»
7- بدتر از دشمنان آگاه خارجى و بیگانه، دوستان نادانِ داخلى‏ اند. «جاوزنا... قالوا پیا موسى اجعل...»
8 - تقاضاى مردم، همیشه صحیح نیست و اكثریّت و خواست آنان همه جا یك ارزش نیست. «قالوا... اجعل لنا آلهة»

9- الگوپذیرى، تقلید و مدل‏ بردارى، از خصلت ‏هاى انسان است. «اجعل لنا آلهاً كما لهم آلهة»
10- جهل، ریشه ‏ى بت‏ پرستى و بت‏ پرستى، عملى به دور از عقل است. «تجهلون» جهل، در فرهنگ قرآن، در برابر عقل قرار دارد نه علم، یعنى به كار غیر عاقلانه جهل مى‏ گویند.
11- تقاضاى خداى محسوس (همچون بت) از پیامبر بزرگوارى همچون موسى، نشانه‏ ى جهل عمیق و ریشه‏ دار است. «تجهلون»
12- هم انحراف‏هاى فكرى از بین رفتنى است، هم انحراف‏هاى عملى. «متّبر ما هم فیه و باطل ما كانوا یعملون» آرى، پایان باطل، نابودى است، پس ظاهرِ آن ما را فریب ندهد.
13- عبادت باید بر اساس تعقّل و تشكّر باشد. «أغیراللّه ابغیكم الهاً و هو فضّلكم» خدا یافتنى است، نه بافتنى، «ابغیكم» و پرستش غیر خدا، با عقل و روحیّه‏ ى سپاسگزارى ناسازگار است.


آیه141

وَإِذْ أَنْجَیْنَكُم مِّنْ ءَالِ فِرْعَوْنَ یَسُومُونَكُمْ سُوءَ الْعَذَابِ‏ یُقَتِّلُونَ أَبْنَآءَكُمْ وَیَسْتَحْیُونَ نِسَآءَكُمْ وَفِى ذَ لِكُمْ بَلَا ءٌ مِّن رَّبِّكُمْ عَظِیمٌ‏


1- نجات‏ دهنده ‏ى واقعى خداوند است، گرچه نجات از طریق رهبرى موسى انجام گرفته باشد. «انجیناكم»
2- یاد نعمت ‏هاى الهى، سبب پایدارى و پرهیز از شرك است. «أغیراللّه ابغیكم... و اذ انجیناكم»
3- رهبران باید پیوسته نعمت‏ هاى الهى را یادآورى كنند تا مردم دچار غفلت نشوند. «واذ أنجیناكم»
4- طاغوت‏ ها بدون یاران و اطرافیان، زورى ندارند. «آل فرعون»
5 - طاغوت ‏ها براى حفظ حكومتشان، بى‏ گناهان را مى ‏كشند. «یقتّلون أبناءكم»
6- زنان و جوانان، اهداف نقشه‏ هاى طاغوت هستند. «یقتّلون... یستحیون...»
7- زنده نگاهداشتن مادرانى كه فرزندانشان را جلو چشمشان كشته‏ اند، بدترین عذاب است. «سوء العذاب یقتّلون ابنائكم و یستحیون نسائكم»
8 - گاهى حوادث تلخ وناگوار، وسیله آزمایش الهى‏ اند. «بلاءُ من ربّكم»
9- سختى‏ ها و گرفتارى‏ ها را هر چند بزرگ باشند، در مسیر تربیت انسان و آزمایشى الهى بدانیم. «و فى ذلكم بلاء من ربّكم عظیم»


آیه142

وَوَعَدْنَا مُوسَى‏ ثَلَثِینَ لَیْلَةً وَأَتْمَمْنَهَا بِعَشْرٍ فَتَمَّ مِیقَتُ رَبِّهِ أَرْبَعِینَ لَیْلَةً وَقَالَ مُوسَى‏ لِأَخِیهِ هَرُونَ اخْلُفْنِى فِى قَوْمِى وَ أَصْلِحْ وَلَا تَتَّبِعْ سَبِیلَ الْمُفْسِدِینَ‏

1- بى ‏مقدّمه و بدون خودسازى، بر پیامبران كتاب آسمانى نازل نمى‏ شود، بلكه لیاقت به همراه عبادت و مناجات‏ هاى شبانه و عارفانه لازم است. «و واعدنا موسى ثلاثین لیلة...»
2- مسئولیّت‏ ها حتّى در سطح رهبرى، نباید مانع عبادت و اعتكاف و خلوت با خدا باشد. «و واعدنا موسى...»
3- قانون الهى چنان مقدّس است كه دریافتش نیاز به آمادگى كاملِ روحى دارد. «و واعدنا...»
4- وعده ‏گاه خداوند با انبیا، مكان نهایى همچون كوه طور و غار حراست و ضیافت الهى از بندگان صالح خود، دعا و مناجات است. «واعدنا...»
5 - شب، بهترین فرصت براى مناجات است. «لیلة»
6- عبادت در چهل شب تمام، آثار خاصّى بدنبال دارد. «اتممناها... فتمّ»
7- در كارها باید مدّت و اجل تعیین شود. «أربعین»
8 - رهبرى جدید باید در فراز و نشیب‏ هاى نهضت، در كنار رهبرى قدیم تجربه دیده باشد. «قال موسى لاخیه هارون اخلفنى فى قومى...»
9- جامعه هرگز نباید بى‏ رهبر باشد. «اُخلُفنى»
10- انبیا به اذن الهى، حقّ تعیین جانشین دارند. «اُخلُفنى»
11- امامت و رهبرى مردم باید به سفارش پیامبر، «اُخلُفنى فى قومى» در مسیر اصلاح جامعه، «اصلح» و به دور از انحراف «ولاتتّبع سبیل المفسدین» باشد.
12- در یك زمان، دو رهبر نمى‏ شود. هارون علیه السلام همچون حضرت موسى پیامبر بود، ولى رهبرى با موسى علیه السلام بود. «اُخلُفنى» (آرى، امامت و رهبرى غیر از نبوّت است، لذا موسى براى دوران غیبت، هارون را جانشین خود و رهبر مردم قرار داد)
13- انبیا آنقدر دلسوز امّتند و خود را مسئول مى‏ دانند كه حتّى براى چند روز، مردم را بى‏ سرپرست نمى‏ گذارند. «اُخلُفنى»
14- وظیفه‏ ى كلّى رهبر، اصلاح امّت است. «اَصلِح»
15- اگر مردم به فساد كشیده شدند و یا خواستار فساد بودند، رهبرى نباید از موضع اصلاح‏گرى دست بردارد. «و لا تتّبع سبیل المفسدین»
16- تذكّر و یادآورى، نشانه ‏ى ناتوانى و ضعف نیست. با آنكه هارون علیه السلام پیامبر و معصوم بود، امّا باز هم حضرت موسى او را به دو وظیفه عمده‏ ى اصلاح و دورى از فساد توجّه داد. «اَصلِح و لا تَتّبع...»
17- اصلاح جامعه، با عوامل فاسد و پیروى از مفسدان، امكان‏پذیر نیست. «اَصلِح و لاتَتّبع سبیل المفسدین»
18- جامعه نیاز به رهبرى اصلاح‏گر دارد، «اَصلِح» رهبرى كه هرگز تسلیم نظرات و توطئه ‏هاى مفسدان نشود. «ولا تَتَّبع سبیل المفسدین»


آیه143

وَلَمَّا جَآءَ مُوسَى‏ لِمِیقَتِنَا وَكَلَّمَهُ رَبُّهُ قَالَ رَبِ‏ّ أَرِنِى أَنظُرْ إِلَیْكَ قَالَ لَن تَرَینِى وَلَكِنِ انظُرْ إِلَى الْجَبَلِ فَإِنِ اسْتَقَرَّ مَكَانَهُ فَسَوْفَ تَرَینِى فَلَمَّا تَجَلَّى‏ رَبُّهُ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَكّاً وَخَرَّ مُوسَى‏ صَعِقاً فَلَمَّآ أَفَاقَ قَالَ سُبْحَنَكَ تُبْتُ إِلَیْكَ وَأَنَاْ أَوَّلُ الْمُؤْمِنِینَ

1- سخن گفتن خداوند با موسى، در جهت رشد و تربیت او بود. «كلّمه ربّه»
2- آمدن به میقات و شنیدن سخن خداوند، شوق دیدار را نیز در موسى زنده كرد. «لمّا جاء... قال ارنى انظر الیك»
3- خداوند، با چشم ظاهر دیدنى نیست، نه در دنیا و نه در آخرت. «لن ترانى»
4- تجلّى خداوند بر موجودات طبیعى، امكان دارد. «تجلّى ربّه للجبل»
5 - خداوند را باید از راه آثارش شناخت و به جلوه‏ه اى او نگریست. (حقیقت تجلّى هم روشن نیست، بلكه آثار آن مشهود است). «تجلّى... جعله دكّاً»
6- خدا دیدنى نیست، و گرنه موسى شایستگى و لیاقت دارد. «سبحانك»
7- دیده شدن خداوند با چشم، نشانه ‏ى جسم بودن اوست كه باید خداوند را از آن منزّه دانست. «سبحانك»
8 - فكر و تقاضاى ناروا نیز توبه دارد، هرگاه درباره خداوند توهّم باطلى تصوّر شد، باید سریعاً او را تنزیه كرد. «سبحانك»
9- پس از روشن شدن حقیقت، باید آن را پذیرفت و به آن اعتراف كرد. «قال... انا اوّل المؤمنین»
10- انبیا، پیشگامان راه مكتب‏ اند. «أوّل المؤمنین»


تفسیرنور




طبقه بندی: طرح قرانی گروه WhatsApp ( "یاوران ظهور")،
[ دوشنبه 14 اردیبهشت 1394 ] [ 07:40 ب.ظ ] [ Arbabi . ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ


بازدیدکنندگان
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
امکانات وب
آیه قرآن تصادفی