تبلیغات
یـــــــــــــاوران اســـــــــــلام

یـــــــــــــاوران اســـــــــــلام
«اُنْظُرْ اِلی ما قالَ وَ لا تَنْظُرْ اِلی مَنْ قالَ»
نویسندگان
سوره 7. اعراف آیه 160

وَقَطَّعْنَهُمُ اثْنَتَىْ عَشْرَةَ أَسْبَاطاً أُمَماً وَأَوْحَیْنَآ إِلَى‏ مُوسَى‏ إِذِ اسْتَسْقَهُ قَوْمُهُ أَنِ اضْرِبْ بِّعَصَاكَ الْحَجَرَ فَانبَجَسَتْ مِنْهُ اثْنَتَا عَشْرَةَ عَیْناً قَدْ عَلِمَ كُلُّ أُنَاسٍ مَّشْرَبَهُمْ وَظَلَّلْنَا عَلَیْهِمُ الْغَمَمَ وَ أَنزَلَنا عَلَیْهِمُ الْمَنَّ وَالسَّلْوَى‏ كُلُواْ مِن طَیِّبَتِ مَا رَزَقْنَكُمْ وَمَا ظَلَمُونَا وَلَكِن كَانُواْ أَنفُسَهُمْ یَظْلِمُونَ‏

1- در اداره‏ ى امور، وجود تشكیلات، تقسیم كار و طبقه بندى، نقش مهمى دارد. «و قطّعناهم»
2- دوازده گروه بنى‏ اسرائیل، همه از یك ریشه بودند. «قطّعناهم» به جاى «جعلنا»
3- گروه گروه شدن، با حفظ وحدت در هدف، ضررى ندارد. «قطّعناهم»
4- عرضه بعد از تقاضا، اهمیّت بیشترى دارد. «استسقاه... اضرب بعصاك»
5 - وسیله مهم نیست، اراده‏ ى الهى مهم است كه گاهى یك عصاى چوبى را كارگشا در همه جا قرار مى ‏دهد. «بعصاك» (عصا، در جایى مار و اژدها و در جاى دیگر وسیله ‏اى براى ایجاد چشمه‏ هاى آب مى ‏شود)
6- توسّل به پیامبران براى رهایى از مشكلات جایز، بلكه به اجابت نزدیك است. مردم، نیازهاى اقتصادى و مادّى خود را نیز با انبیا در میان مى‏ گذاشتند و به آنان متوسّل مى ‏شدند. «استسقاه... فانبجست»
7- اگر هر گروه بداند كه به كجا باید رجوع كند، بسیارى از مشكلات اجتماعى حل مى ‏شود. «قد علم كلّ اُناس مشربهم»
8 - به مردم آگاهى دهیم، خودشان عمل مى‏ كنند. «قد علم كلّ اُناس مشربهم» و نفرمود: «قد شرب»
9- خداوند، هم آب مورد نیاز بنى ‏اسرائیل را تأمین نمود، هم غذاى آنان را. «اثنتا عشرة عینا... المنّ و السلوى‏»
10- پیدایش و حركت ابرها و عملكرد آنها، همه تحت تدبیر و اراده‏ ى الهى است. «وظلّلنا علیهم الغمام»
11- منّ و سلوى، از غذاهاى طیّب است. (جمله «كلوا من الطیّبات»، پس از «المنّ و السلوى‏» آمده است)

12- خداوند، روزى‏رسانِ مردم، «رزقناكم» و خواهان بهره‏ گیرى طیّب از نعمت‏هاى پاك و پاكیزه است. «كلوا من طیّبات»
13- با یك ضربه عصاى موسى، چشمه‏ ها از دل سنگ جوشید، ولى با آن همه معجزه، دلهاى نا اهلان تكان نخورد. «و ما ظلمونا و لكن كانوا انفسهم یظلمون»
14- كفران نعمت، سبب محرومیّت از آن مى ‏شود و زیانش به ناسپاسان مى ‏رسد. «ولكن كانوا انفسهم یظلمون»
15- آنان كه از نعمت‏هاى مادّى در راه رشد و معنویّت خود بهره نگیرند، به خود ستم كرده ‏اند. «كانوا أنفسهم یظلمون»


آیه161

وَإِذْ قِیلَ لَهُمُ اسْكُنُواْ هَذِهِ الْقَرْیَةَ وَكُلُواْ مِنْهَا حَیْثُ شِئْتُمْ وَ قُولُواْ حِطَّةٌ وَادْخُلُواْ الْبَابَ سُجَّداً نَّغْفِرْ لَكُمْ خَطِیئَتِكُمْ سَنَزِیدُ الْمُحْسِنِینَ‏

1- داستان ورود بنى‏ اسرائیل به بیت ‏المقدّس، همراه با عذرخواهى از خداوند در برابر لجاجت‏ها و تغییر كلمات سفارش شده، داستانى عبرت‏آموز و قابل دقّت است. «و اذ»
2- براى آوارگان، مسكن مهم‏ترین مسئله است. (ابتدا از مسكن سخن به میان آمده است) «اُسكنوا هذه القریة»
3- بیت‏ المقدّس، سرزمینى پر نعمت است. «كلوا منها حیث شئتم»
4- خداوند، همه‏ ى نیازهاى مادّى ومعنوى، دنیوى و اخروى بشر را تأمین مى ‏كند و براى برخوردارى از نعمت‏ هایى چون مسكن، غذا، عفو ولطف، دستور مى ‏دهد كه دعا و استغفار كنند و سجده نمایند. «اسكنوا... كلوا... قولوا حطّة»
5 - خداوند، با یك عذرخواهى و توبه‏ ى خالصانه، «قولوا حطّة» گناهان بسیارى را مى ‏بخشد. «نغفر لكم خطیئاتكم» چنانكه در دعا مى‏ خوانیم: «یا مَن یقبل الیَسیر و یَعفو عن الكثیر» اى خدایى كه كم را مى ‏پذیرى و گناه زیاد را مى ‏بخشایى.
6- براى دریافت لطف و آمرزش الهى، هم استغفار و دعا لازم است، هم عمل. «قولوا حطّة و ادخلوا الباب»
7- ورود به مكان‏هاى مقدّس، ادب وآداب ویژه‏ اى دارد.«وادخلوا الباب سجّداً»
8 - باید میان نیكوكار و گنهكار، تفاوت باشد. وقتى خطاكاران بخشوده مى ‏شوند، نیكوكاران هم از درجه و لطف بیشترى برخوردار مى‏ گردند. «سنزید المحسنین»
9- در نظام مدیریّت و تشویق دیگران، باید همواره نیكوكاران را امتیاز داد. «سنزید المحسنین»


آیه162

فَبَدَّلَ الَّذِینَ ظَلَمُواْ مِنْهُمْ قَوْلاً غَیْرَ الَّذِى قِیلَ لَهُمْ فَأَرْسَلْنَا عَلَیْهِمْ رِجْزاً مِّنَ السَّمَآءِ بِمَا كَانُواْ یَظْلِمُونَ‏

1- كیفر تحریف وتغییر دستورهاى خدا، قهر وعذاب است. «فبدّل... فارسلنا»
2- تغییرات لجوجانه و بر اساس استهزا، قابل بخشش نیست. «رجزاً من السماء»
3- همه‏ ى كیفرها مربوط به قیامت نیست، بلكه گاهى در دنیا نیز كیفر داده مى ‏شود. «رجزاً من السماء»
4- سرنوشت انسان به دست خودش است و عذاب، نتیجه‏ ى ستم خود اوست. «بما كانوا یظلمون»


آیه163

وَسْئَلْهُمْ عَنِ الْقَرْیَةِ الَّتِى كَانَتْ حَاضِرَةَ الْبَحْرِ إِذْ یَعْدُونَ فِى السَّبْتِ إِذْ تَأْتِیهِمْ حِیتَانُهُمْ یَوْمَ سَبْتِهِمْ شُرَّعاً وَیَوْمَ لَا یَسْبِتُونَ لَا تَأْتِیهِمْ كَذَ لِكَ نَبْلُوهُم بِمَا كَانُواْ یَفْسُقُونَ‏

1- قانون‏ شكنى نیاكان، نسل‏ هاى بعدى را نیز شرمنده مى ‏كند. «وَسْئَلهم...»
2- نقل خصلت‏ هاى زشت نیاكان كه به خاطر آنها تنبیه شده ‏اند، براى عبرت دیگران مانعى ندارد. «عن القریة الّتى»
3- ساحل‏ نشینى و گذران زندگى از طریق ماهى‏ گیرى، در طول تاریخ بوده است. «كانت حاضرة البحر...»
4- چهره‏ ى واقعى گناه، با كلاه شرعى و حیله، عوض نمى ‏شود. (ساختن حوضچه‏ هاى كنار دریا براى صید روز بعد) «یعدون فى السّبت»
5 - ماهیان دریا، به اراده‏ ى الهى قدرت تشخیص روزهاى هفته و افراد صیّاد را پیدا مى ‏كنند. «تأتیهم... لاتأتیهم»
6- جلوه ‏هاى دنیایى و مادّى، یكى از آزمایش‏هاى الهى است. «كذلك نبلوهم»


تفسیرنور


طبقه بندی: طرح قرانی گروه WhatsApp ( "یاوران ظهور")،
[ جمعه 18 اردیبهشت 1394 ] [ 07:20 ب.ظ ] [ Arbabi . ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ


بازدیدکنندگان
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
امکانات وب
آیه قرآن تصادفی