تبلیغات
یـــــــــــــاوران اســـــــــــلام

یـــــــــــــاوران اســـــــــــلام
«اُنْظُرْ اِلی ما قالَ وَ لا تَنْظُرْ اِلی مَنْ قالَ»
نویسندگان
سوره 7. اعراف آیه 164

وَإِذْ قَالَتْ أُمَّةٌ مِّنْهُمْ لِمَ تَعِظُونَ قَوْماً اللَّهُ مُهْلِكُهُمْ أَوْ مُعَذِّبُهُمْ عَذَاباً شَدِیداً قَالُواْ مَعْذِرَةً إِلَى‏ رَبِّكُمْ وَلَعَلَّهُمْ یَتَّقُونَ‏

1- عدّه ‏اى، نه خود موعظه مى ‏كنند ونه تحمّل موعظه كردن دیگران را دارند. «و اذ قالت اُمّة منهم لِمَ‏تعظون...»
2- گناه بى‏ تفاوتى خود را نباید با «خواستهِ الهى» توجیه كرد. «لِمَ‏تعظون قوماً اللّه مهلكهم»
3- بى‏ تفاوت‏ها، به جاى اعتراض به اهل گناه، به آمرین به معروف اعتراض مى‏ كنند. «لم تعظون»
4- در مقابل آنان كه موعظه و تلاش تربیتى را بى ‏اثر مى‏ دانند باید مقاومت كرد. «لِمَ تَعِظون... قالوا معذرةً» زیرا بازنداشتن مردم از گناه، مسئولیّت دارد و باید پاسخگو باشیم.
5 - قضاوتِ عجولانه، ممنوع است. نمى‏ توان گفت: خداوند این گروه را عذاب یا هلاك خواهد كرد، شاید پرهیزكار شوند. «مهلِكُهم أو معذّبهم... لعلّهم یتّقون»
6- نهى از منكر واجب است، یا براى اینكه افراد فاسق با ایمان شوند، «لعلّهم یتّقون» یا براى عذر داشتن خود انسان نزد خداوند. «معذرةً» (پس لازم نیست حتماً اثر كند، تا بر ما واجب شود، زیرا ما مأمور به وظیفه ‏ایم، نه ضامن نتیجه)
7- مردان خدا، از اصلاح جامعه نا امید نمى‏ شوند و امر به معروف و نهى از منكر را ترك نمى‏ كنند. «و لعلّهم یتقون»


آیه165و166

فَلَمَّا نَسُواْ مَا ذُكِّرُواْ بِهِ أَنجَیْنَا الَّذِینَ یَنْهَوْنَ عَنِ السُّوءِ وَأَخَذْنَا الَّذِینَ ظَلَمُواْ بِعَذَابٍ بَئِیسٍ بِمَا كَانُواْ یَفْسُقُونَ‏
فَلَمَّا عَتَوْاْ عَن مَّا نُهُواْ عَنْهُ قُلْنَا لَهُمْ كُونُواْ قِرَدَةً خَسِئِینَ‏

1- نهى از منكر، اگر سبب هدایت دیگران نشود، سبب نجات خود ناهیان مى‏ شود. «أنجینا الّذین ینهون»
2- فراموشى، اگر در اثر بى توجّهى و بى ‏اعتنایى باشد كیفر دارد. «فلما نسوا ...»



3- هر كه راه موعظه را بر روى خود ببندد، راه قهر الهى را به روى خویش باز كرده است. «نسوا - أخذنا»
4- نهى از منكر، یك وظیفه دائمى است. «ینهون» (فعل مضارع نشان استمرار است)
5 - بى‏ تفاوتان، ظالمند. «الّذین ظلموا» (در آیه‏ ى قبل، بنى ‏اسرائیل به سه دسته تقسیم شدند: متجاوزان، واعظان و سكوت‏ كنندگانِ بى ‏تفاوت. در این آیه سكوت‏ كنندگان هم جزو ظالمانِ هلاك شده به حساب آمده‏ اند، زیرا تنها ناهیان از منكر نجات یافتند، «انجینا الّذین ینهون» پس سكوت، هم ظلم و هم زمینه ‏ى هلاكت است.)
6- از بزرگ‏ترین و شدیدترین عذاب‏ها، سقوط از مرحله‏ ى انسانیّت است. «عذاب بئیس، كونوا قردةً خاسئین»
7- متجاوز، استحقاق از دست دادن انسانیّت و مسخ شدن را دارد و كیفر مستكبر، طرد و تحقیر است. «عتوا، قردةً خاسئین» آرى، ملّتى كه در برابر قانون الهى گردن كشى كند، میمون‏وار از دیگران تقلید خواهد كرد.
8 - آنان كه حكم خدا را با حیله، مسخ و دگرگون كنند، چهره ‏شان مسخ مى‏ شود. بازیگرِ با دین، به صورت حیوان بازیگر (میمون) در مى‏ آید. «كونوا قردة»


آیه167

وَإِذْ تَأَذَّنَ رَبُّكَ لَیَبْعَثَنَّ عَلَیْهِمْ إِلَى‏ یَوْمِ الْقِیَمَةِ مَن یَسُومُهُمْ سُوءَ الْعَذَابِ إِنَّ رَبَّكَ لَسَرِیعُ الْعِقَابِ وَإِنَّهُ لَغَفُورٌ رَّحِیمٌ

1- كیفر الهى در مورد یهود و سرنوشت آنان، قابل توجّه است. «واذ...»
2- گرچه سنّت الهى، مهلت دادن به منحرفان است، امّا مهلت در همه جا و براى همیشه نیست. «لیبعثنّ علیهم»
3- تسلّط مردم تبهكار بر بنى‏ اسرائیل، عقوبت الهى به سبب اعمال خود آنان است. «لیبعثنّ علیهم»
4- ملّت‏ها، تاریخى بهم پیوسته دارند و گناهِ نسلى در نسل‏هاى آینده و در طول تاریخ حتّى تا قیامت ادامه مى‏ یابد. «الى یوم القیامة»
5 - آنان كه در برابر اولیاى الهى دهن كجى كنند، ذلیل مى‏ شوند. «یسومهم...»
6- قوم ستمگر یهود، همیشه ذلیل و خوار خواهند بود. «الى یوم القیامة»
7- ترس از عقوبت، همراه با امید به مغفرت و رحمت الهى، مایه‏ ى تربیت و رشد انسان است. «انّ ربّك لسریع الحساب و انّه لغفور رحیم»
8 - راه توبه و دریافت مغفرت الهى براى همه باز است. «انّه لغفور رحیم»


آیه168

وَقَطَّعْنَهُمْ فِى الْأَرْضِ أُمَماً مِّنْهُمُ الصَّلِحُونَ وَمِنْهُمْ دُونَ ذَ لِكَ وَ بَلَوْنَهُم بِالْحَسَنَتِ وَالسَّیِّئَاتِ لَعَلَّهُمْ یَرْجِعُونَ

1- انسان، در انتخاب راه و روش آزاد است. «منهم الصالحون و منهم دون ذلك»
2- هنگام انتقاد از یك گروه، باید حقّ خوبانشان ضایع نشود. «منهم الصالحون»
3- حوادث تلخ و شیرین، ابزار آزمایش الهى است. «بلوناهم بالحسنات و السیئات»
4- تشویق و تنبیه، مهر و قهر، هر دو سازنده و تربیت كننده است. «بالحسنات و السیئات لعلّهم یرجعون»
5 - تحوّل روحى انسان‏ها و بازگشت به سوى حقّ، از حكمت‏هاى آزمایش و امتحان الهى است. «لعلّهم یرجعون»


آیه169

فَخَلَفَ مِن بَعْدِهِمْ خَلْفٌ وَرِثُوا الْكِتَبَ یَأْخُذُونَ عَرَضَ هَذَا الْأَدْنَى‏ وَ یَقُولُونَ سَیُغْفَرُلَنَا وَ إِن یَأتِهِمْ عَرَضٌ مِّثْلُهُ یَأْخُذُوهُ أَلَمْ یُؤْخَذْ عَلَیْهِم مِّیثَقُ الْكِتَبِ أَن لّاَ یَقُولُواْ عَلَى اللَّهِ إِلَّا الْحَقَّ وَ دَرَسُواْ مَا فِیهِ وَ الدَّارُ الْأَخِرَةُ خَیْرٌ لِّلَّذِینَ یَتَّقُونَ أَفَلاَ تَعْقِلُونَ‏

1- تاریخ، شاهد نسل‏هایى دنیاگرا و گناهكار از یهود بوده است. «فخلف من بعدهم خلف...»
2- دنیاگرایى، از آفات دین است. «من بعدهم خلف... یأخذوا عرَض هذا الاَدنى»
3- یهودیان هم دسترسى به تورات داشتند، هم آگاهى كامل به آن. «ورثوا الكتاب»
4- كسى كه از تعالیمِ كتاب آسمانى آگاه شد، شایسته نیست دنیاگرایى و حرام‏خوارى را پیشه خود كند. «ورثوا الكتاب یأخذون...»
5 - رشوه و حرام‏خوارى در ادیان دیگر نیز مورد انتقاد و توبیخ بوده است. «یأخذون عرض هذا الادنى»
6- یهودیان به گناه خود اعتراف داشتند، ولى مى‏ گفتند بخشیده خواهیم شد. «سیغفر لنا»
7- یهودیان چنان خودخواه بودند كه خیال مى ‏كردند بدون توبه بخشیده مى‏ شوند. «سیغفر لنا» آرى، كسى كه مغفرت را براى خود تضمین شده مى‏ داند، قابل توبیخ است.
8 - امید بى‏ جا، مثل خوف نابجا مخرّب است. «سیغفرلنا» امید به رحمت الهى على رغم اصرار برگناه نابجاست.
9- حرام‏خواران یهود به گناه خود اصرار داشتند. «و ان یأتهم عرض مثله یأخذوه»
10- نشان توبه ‏ى واقعى آن است كه اگر صحنه‏ ى خلاف دوباره پیش آید، مرتكب آن نشود. «اِن یأتهم عرض مثله یأخذوه»
11- هركس با وجود گناه، مغفرت الهى را براى خود حتمى بپندارد، نسبت ناحقّ به خدا داده است. «أن لا یقولوا على اللّه الاّ الحقّ»
12- دانستن تعالیم كتاب آسمانى و مطالعه ‏ى آن به طور مكرّر كافى نیست، عمل لازم است. «ورثو الكتاب... درسوا»
13- جهان آخرت، جهانى برتر و داراى نعمت‏هایى جاودانه و پایدار است. «و الدّار الآخرة خیر»
14- دورى از حرام‏خوارى، نشانه‏ ى تقواست. (جمله «یتّقون»، در برابر جمله «یأخذون عرض» قرار گرفته است.)
15- بهره‏ گیرى از حیات سراسر خیر اخروى، در گرو تقوا و پرهیزگارى است. «و الدّار الآخرة خیر للّذین یتّقون»
16- هركس دنبال دنیا رفته و آخرت را رها كند، خردمند نیست. «أفلا تعقلون»
17- از روشهاى تبلیغى و تربیتى، سؤال و پرسش از مخاطبان است كه وجدان‏ها را بیدار مى‏ كند. «أفلا تعقلون»


آیه170

وَالَّذِینَ یُمَسِّكُونَ بِالْكِتَبِ وَأَقَامُواْ الصَّلَوةَ إِنَّا لَا نُضِیعُ أَجْرَ الْمُصْلِحِینَ‏

1- تلاوت، حفظ، چاپ و نشر كتاب آسمانى، كافى نیست، بلكه باید به آن عمل كرد تا نجات‏بخش باشد. «یمسّكون» (چنانكه عمل به نسخه‏ ى پزشك، تنها راه درمان است.)
2- در ادیان و كتاب‏هاى آسمانى گذشته نیز نماز بوده است. «اقاموا الصلاة»
3- افراد بى‏ نماز و جاهل به كتاب خدا، نمى‏ توانند مصلح كامل باشند. «یمسّكون بالكتاب... اقاموا الصلاة... المصلحین»
4- دین علاوه بر آثار اخروى، در اصلاح زندگى دنیوى نیز نقش دارد. «المصلحین»
5 - اقامه‏ ى نماز، وسیله اصلاح جامعه است. «اقاموا الصلاة، المصلحین» (اقامه یعنى اهتمام كامل به برپایى نماز در تمام شئون زندگى، نه صرف خواندن نماز)
6- اصلاح واقعى دو شرط و محور دارد: تمسّك به قانون الهى و رابطه‏ ى استوار با خدا از طریق اقامه ‏ى نماز. (تمام آیه)


تفسیرنور


طبقه بندی: طرح قرانی گروه WhatsApp ( "یاوران ظهور")،
[ شنبه 19 اردیبهشت 1394 ] [ 07:34 ب.ظ ] [ Arbabi . ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ


بازدیدکنندگان
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
امکانات وب
آیه قرآن تصادفی