یـــــــــــــاوران اســـــــــــلام
«اُنْظُرْ اِلی ما قالَ وَ لا تَنْظُرْ اِلی مَنْ قالَ»
نویسندگان
سوره 9. توبه آیه 112

التَّئِبُونَ الْعَبِدُونَ الْحَمِدُونَ السَّئِحُونَ الرَّ كِعُونَ السَّجِدُونَ الْأَمِرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَالنَّاهُونَ عَنِ الْمُنكَرِ وَ الْحَفِظُونَ لِحُدُودِ اللَّهِ وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِینَ‏

1- شرط وفادارى خداوند به پیمان خود، پایدارى مؤمنان بر حفظ حدود الهى است. «و من اوفى بعهده... التائبون...»
2- جهاد اكبر و خود سازى، لازمه‏ ى جهاد اصغر در جبهه‏ هاست. «یقاتلون... التائبون...»
3- اسلام دینى جامع است، اشك را در كنار شمشیر و عبادت را در كنارِ سیاحت قرار داده است.«یقاتلون... التائبون العابدون... السائحون»
4- آنچه مطلوب است، ملكه شدن كمالات در انسان است. «التائبون العابدون...» (همه‏ ى صفات به صورتِ اسم فاعل آمده نه فعل، تا دلالت بر استمرار كند)
5 - تقویت روحیه‏ ى رزمندگان اسلام، با ذكر و یاد خدا و عبادت است، نه شراب و موسیقى و...كه در جبهه‏ ى دشمن است.«یقاتلون، التّائبون العابدون،...»
6- شرط قبولى عبادت، توبه از گناه است. «التائبون العابدون»
7- تحرّك، تلاش، سیاحت، هجرت و خودسازى، در راه كسب كمال و قرب الهى ارزش است. «السائحون» (مردان خدا، راكد و زمین‏گیر نیستند)
8 - سرباز ورزمنده‏ ى اسلام باید اهل نماز و عبادت باشد. «یقاتلون، الراكعون الساجدون»
9- در مسیر كمال، اوّل خودسازى است، بعد جامعه ‏سازى.«التائبون العابدون ... الامرون بالمعروف ...»
10- درگیرى با دشمن در مرزها، ما را از مفاسد و منكرات داخلى غافل نسازد. «یقاتلون، الآمرون بالمعروف ...»
11- براى حفظ حدود الهى، باید هم با دشمن خارجى جنگید، هم با مفاسد داخلى مبارزه كرد. «یقاتلون، الناهون عن المنكر، الحافظون لحدود اللَّه»
12- رزمندگان براى جلوگیرى از مفاسد اجتماعى، بیش از دیگران مسئولند. «یقاتلون، الناهون عن المنكر»


آیه113

مَا كَانَ لِلنَّبِىِّ وَالَّذِینَ ءَامَنُواْ أَن یَسْتَغْفِرُواْ لِلْمُشْرِكِینَ وَلَوْ كَانُواْ أُوْلِى قُرْبَى‏ مِن بَعْدِ مَا تَبَیَّنَ لَهُمْ أَنَّهُمْ أَصْحَبُ الْجَحِیمِ

1- پیامبر و دیگر مسلمانان، در برابر قانون یكسان‏اند. «ما كان للنّبى و الذین امنوا»
2- شرك، گناهى نابخشودنى است و حتّى استغفار پیامبر براى مشركان بى‏اثر است. «ماكان... ان یستغفروا للمشركین»
3- پیوندهاى مكتبى، مهم‏تر از پیوندهاى عاطفى است. نباید عواطف فامیلى بر مكتب غالب شود. «ما كان... ولو كانوا اولى قربى»
4- خویشاوندى با پیامبر، مانع دوزخ نیست. «ولو كانوا اولى قربى»


آیه114

وَمَا كَانَ اسْتِغْفارُ إِبْرَ هِیمَ لِأَبِیهِ إِلَّا عَن مَّوْعِدَةٍ وَعَدَهَآ إِیَّاهُ فَلَمَّا تَبَیَّنَ لَهُ أَنَّهُ عَدُوٌّ لِّلَّهِ تَبَرَّأَ مِنْهُ إِنَّ إِبْرَ هِیمَ لَأَوَّهٌ حَلِیمٌ‏

1- آنچه سبب بدگمانى به اولیاى خداست، باید برطرف شود و توجیه صحیح ارائه گردد. «موعدةٍ وعدها»
2- وفاى به عهد، حتّى نسبت به كافر هم لازم است.«موعدة وعدها»
3- علم انبیا محدود است. «فلمّا تبیّن له...»
4- در برابر رفتار تند كافران، حلم خود را از دست ندهیم. [175] «تبرأ منه ...اوّاه حلیم»
5 - برائت از عمو به خاطر خدا، نشانه‏ ى عشق و خشوع ابراهیم نسبت به خداوند است. «اوّاه»

175) عموى ابراهیم او را تهدید مى‏ كرد كه سنگسارت خواهم كرد؛ «لئن‏لم‏تنته لأرجمّنك» (مریم، 46) ولى ابراهیم همچنان بردبار بود.


ایه115

وَمَا كَانَ اللَّهُ لِیُضِلَّ قَوْماً بَعْدَ إِذ هَدَیهُمْ حَتَّى‏ یُبَیِّنَ لَهُم مَّا یَتَّقُونَ إِنَّ اللَّهَ بِكُلِّ شَىْ‏ءٍ عَلِیمٌ

1- اگر حدود الهى را رعایت نكنیم، خطر گمراهى در پیش است. «لیضلّ قوماً... حتى یُبیّن لهم»
2- اضلال خدا، كیفر بى‏ اعتنایى به هدایت اوست. مخالفت آگاهانه با رهنمودهاى الهى، زمینه‏ ى سلب هدایت خداوند است. «ماكان اللَّه لیضلّ ... حتّى یُبیّن»
3- كیفر الهى، پس از تبیین و روشنگرى و اتمام حجّت است. «حتى یُبیّن»
4- هدایت الهى كامل است و علاوه بر بیان اسبابِ سعادت، عوامل خطر را نیز هشدار مى ‏دهد.«یُبیّن لهم ما یتّقون» امام صادق‏ علیه السلام فرمود: خداوند اسباب رضایت و غضب خود را به مردم مى ‏شناساند. [178]
5 - دستور الهى بر پرهیز از چیزى، از علم و حكمت او سرچشمه مى‏ گیرد. «إنَّ اللَّه بكلِّ شى‏ءٍ علیم»

178) كافى، ج‏1، ص‏163.


آیه116

إِنَّ اللَّهَ لَهُ مُلْكُ السَّمَوَتِ وَالْأَرْضِ یُحْىِ وَیُمِیتُ وَمَا لَكُم مِّن دُونِ اللَّهِ مِن وَلِىٍّ وَلَا نَصِیرٍ

1- زنده كردن و میراندن، حیات و مرگ دلها (هدایت و ضلالت)، به دست خداست. «یحیى و یمیت»
2- به جاى تحكیم روابط با خویشاوندانِ مشرك، به فكر رابطه با خدایى باشید كه مالك آسمان‏ها و زمین است و آنها در برابر این خدا، قدرت هیچ گونه نصرتى ندارند. «له ملك السموات... مالكم من دون اللَّه من ولى...»


آیه117

لَقَد تَّابَ اللَّهُ عَلَى النَّبِىِّ وَالْمُهَجِرِینَ وَالْأَنْصَارِ الَّذِینَ اتَّبَعُوهُ فِى سَاعَةِ الْعُسْرَةِ مِن بَعْدِ مَا كَادَ یَزِیغُ قُلُوبُ فَرِیقٍ مِّنْهُمْ ثُمَّ تَابَ عَلَیْهِمْ إِنَّهُ بِهِمْ رَءُوفٌ رَّحِیمٌ

1- خداوند، پیامبر و رزمندگان را در صحنه‏ هاى خطرناك، مورد لطف خاصّ خویش قرار مى ‏دهد. «تاب اللَّه ...»
2- همه‏ ى انسان‏ها، حتّى پیامبران، به لطف الهى نیازمندند. «تاب اللَّه على النبى و المهاجرین والأنصار»
3- توبه‏ ى الهى، به معناى لطف خاصّ او به پیامبر و مؤمنان است كه گاهى در قالب عفو و بخشش نسبت به گنهكاران جلوه مى‏ كند. «تاب اللَّه»
4- نشانه ‏ى ایمان واقعى، اطاعت از رهبر در شرایط دشوار است. «اتبعوه فى ساعة العسرة»
5 - سختى‏ هاى زندگى، لحظه وساعتى بیش نیست و مى‏ گذرد. «ساعة العسرة»
6- انسان، هر لحظه در معرض لغزش و انحراف است، پس باید به خدا روى آورد. «كاد یزیغ قلوب فریقٍ»
7- تنها راه نجات از سقوط، لطف الهى است. «تاب اللَّه...ثم تاب علیهم»



تفسیرنور


طبقه بندی: طرح قرانی گروه WhatsApp ( "یاوران ظهور")،
[ یکشنبه 24 خرداد 1394 ] [ 07:45 ب.ظ ] [ Arbabi . ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ


بازدیدکنندگان
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
امکانات وب
آیه قرآن تصادفی