یـــــــــــــاوران اســـــــــــلام
«اُنْظُرْ اِلی ما قالَ وَ لا تَنْظُرْ اِلی مَنْ قالَ»
نویسندگان
سوره 9. توبه آیه 118

وَعَلَى الثَّلَثَةِ الَّذِینَ خُلِّفُواْ حَتَّى‏ إِذَا ضَاقَتْ عَلَیْهِمُ الْأَرْضُ بِمَا رَحُبَتْ وَضَاقَتْ عَلَیْهِمْ أَنفُسُهُمْ وَظَنُّواْ أَن لَّا مَلْجَأَ مِنَ اللَّهِ إِلَّا إِلَیْهِ ثُمَّ تَابَ عَلَیْهِمْ لِیَتُوبُواْ إِنَّ اللَّهَ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِیمُ‏

1- بى ‏اعتنایان به جنگ وفرمان رهبرى، باید تنبیه شده وتا مدّتى پشت سر گذاشته شوند. «خُلّفوا»
2- قهر، بى ‏اعتنایى و بایكوت، یكى از شیوه‏ هاى تربیتى براى متخلّفان و مجرمان است. «ضاقت علیهم الارض... ظنّوا ان لا ملجأمن اللَّه»
3- مبارزه‏ ى منفى با متخلّفان، جامعه را براى آنان زندانى بى‏ نگهبان و مؤثّر مى‏ سازد. «ضاقت علیهم الأرض»
4- با آنكه پیامبر، مظهر رحمت الهى است، امّا به عنوان مرّبى، از اهرم قهر هم استفاده مى‏ كند.«ضاقت علیهم انفسهم»
5 - یكى از عذاب‏ها عذاب وجدان است. «ضاقت علیهم انفسهم»
6- یأس از مردم، زمینه‏ ساز توبه و توجّه به خداست. «لاملجأ ... ثم تابَ»
7- توفیقِ توبه نیز در سایه‏ ى لطف و عنایت الهى است. اوّل خداوند لطف خود را به انسان باز مى‏ گرداند، «تاب علیهم» تا انسان توفیق پشیمانى و عذرخواهى و توبه پیدا كند، «لیتوبوا» و همین كه توبه كرد، باز خداوند توبه‏ ى او را مى ‏پذیرد. «انّ اللّه هو التوّاب»
8 - پس از یك دوره مبارزه‏ ى منفى وبى‏ اعتنایى و بایكوت، شرایط مناسب را براى بازسازى خلافكاران به وجود آوریم تا بازگردند و بعد از آن نیز ما با مهربانى آنان را پذیرا باشیم. «تاب علیهم لیتوبوا انّ اللّه هو التوّاب»


آیه119

یَأیُّهَا الَّذِینَ ءامَنُواْ اتَّقُواْ اللَّهَ وَكُونُواْ مَعَ الصَّدِقِینَ‏

1- دوستى، همنشینى و همراهى با راستگویان، یكى از عوامل تربیت و جلوگیرىِ انسان از انحراف است.«اتقوااللَّه و كونوا مع ا
لصادقین»
2- از رهبران الهى جدا نشویم. «كونوا مع الصادقین»
3- رهبران الهى معصوم هستند، وگرنه خداوند فرمان نمى‏ داد با آنان باشید. [182] «كونوا مع الصادقین»
4- تكامل جامعه در سایه‏ ى ایمان، تقوا و اطاعت از رهبر معصوم است. «آمنوا، اتقوا، مع الصادقین»
5 - در هر زمان باید معصومى باشد كه مسلمانان با او همراه باشند.«كونوا مع الصادقین»
6- جایگاه صدق تا حدّى است كه خداوند به جاى «معصومین»، «صادقین» به كار برده است، و كسانى را كه مراحل ایمان و تقوا را پشت سر گذاشته‏ اند، با این عنوان ستایش كرده است. «آمنوا، اتّقوا، الصادقین»

182) شگفت از فخررازى كه مى ‏گوید: معصوم، فرد خاصّى نیست، بلكه اجماع امّت از خطا معصوم است!! آیا اجتماع افراد جایزالخطا و فاسق، عصمت‏ آور است؟


آیه120

مَا كَانَ لِأَهْلِ الْمَدِینَةِ وَمَنْ حَوْلَهُم مِّنَ الْأَعْرَابِ أَن یَتَخَلَّفُواْ عَن رَّسُولِ اللَّهِ وَلَا یَرْغَبُواْ بِأَنفُسِهِمْ عَن نَّفْسِهِ ذَ لِكَ بِأَنَّهُمْ لَا یُصِیبُهُمْ ظَمَأٌ وَلَا نَصَبٌ وَلَا مَخْمَصَةٌ فِى سَبِیلِ اللَّهِ وَلَا یَطَئُونَ مَوْطِئاً یَغِیظُ الْكُفَّارَ وَلَا یَنَالُونَ مِنْ عَدُوٍّ نَّیْلاً إِلَّا كُتِبَ لَهُم بِهِ عَمَلٌ صَلِحٌ إِنَّ اللَّهَ لَا یُضِیعُ‏أَجْرَ الُْمحْسِنِینَ‏

1- اصحاب و اطرافیان رهبر كه از علم و امكانات بیشترى برخوردارند، مسئولیّت بیشترى دارند. «ما كان لاهل المدینة... ان یتخلّفوا»
2- در دفاع از اسلام، شهر و روستا مطرح نیست. «اهل المدینة و من حولهم»
3- اطاعت بى‏ چون و چرا از پیامبر لازم است و كسى حقّ تخلّف از فرمانِ حكومتى رسول خداصلى الله علیه وآله را ندارد. «ما كان لاهل المدینة... ان یتخلّفوا»
4- یكى از شئون رسالت، فرمانده ىِ كلّ قوا در جنگ است. «یتخلّفواعن‏رسول‏اللَّه»
5 - حفظ جان پیامبر، ضرورى ‏تر از حفظ جان مسلمانان است. مسلمانان باید پیش مرگ رهبر آسمانى باشند. «لایرغبوا...»
6- مسلمان باید در راه عقیده، آماده‏ ى تحمّل هر سختى و فشارى باشند. «ظمأ، نصب، مخمصة...»
7- جامعه‏ ى اسلامى باید كفرستیز باشد. «یغیظ الكفّار»
8 - راهپیمایى‏ ها و حركات دسته جمعى مسلمانان كه موجب خشم و هراس كفّار مى‏ گردد، در نزد خدا پاداش دارد. «موطئاً یغیظ الكفّار»
9- نه تنها دفاع ورزم، بلكه همه‏ ى حركات، تلاش‏ها ورنجهاى جبهه نزد خدا ثبت شده وموجب اَجر است. «لایصیبهم ظمأ ولانصب ولامخمصة... عمل صالح»
10- مقدّمات جهاد و آمادگى رزمى نیز عمل صالح و عبادت است. «لا یطئون موطئاً... عمل صالح»
11- نیكوكار واقعى، انقلابى و اهل جبهه است. «اجر المحسنین» (جان فشانى، نشانه‏ ى كمال نیكوكارى است)
12- دریافت اجر الهى، در سایه‏ ى تحمّل رنج‏هاست. نابرده رنج، گنج میسّر نمى‏ شود. «ظمأ، نصب، مخمصة، ...اجر المحسنین»
13- ایمان به رضایت وپاداش الهى، مشكلات را آسان مى ‏كند. «ان اللّه لا یضیع اجر المحسنین»


آیه121

وَلَا یُنفِقُونَ نَفَقَةً صَغِیرَةً وَلَا كَبِیرَةً وَلَا یَقْطَعُونَ وَادِیاً إِلَّا كُتِبَ لَهُمْ لِیَجْزِیَهُمُ اللَّهُ أَحْسَنَ مَا كَانُواْ یَعْمَلُونَ‏

1- در انفاق، كمیّت و مقدار مهّم نیست، چه كم باشد چه زیاد، در نزد خدا اجر دارد. «صغیرةً و لاكبیرة»
2- از اینكه كار خیر بى ‏پاداش بماند، نهراسیم كه تمام اعمال انسان ثبت مى‏ شود. «لاینفقون، لایقطعون، الاّ كتب لهم»
3- حركت به سوى جبهه‏ ها، از بهترین كارهاست. «احسن ما كانوا یعملون»
4- پاداش الهى، بهتر و بالاتر از عمل انسان است. «لیجزیهم اللَّه احسن...»
5 - استمرار بر عمل صالح، سبب اضافه شدن پاداش آن است. «ماكانوا یعملون»
6- سنّت خداوند این است كه مكتب خود را با تلاش مؤمنین پیش ببرد. (اگر نیاز به تلاش آنان نبود، این همه تشویق در این دو آیه لازم نبود)


آیه122

وَمَا كَانَ الْمُؤْمِنُونَ لِیَنفِرُواْ كَآفَّةً فَلَوْلَا نَفَرَ مِن كُلِّ فِرْقَةٍ مِّنْهُمْ طَآئِفَةٌ لِّیَتَفَقَّهُواْ فِى الدِّینِ وَلِیُنْذِرُواْ قَوْمَهُمْ إِذَا رَجَعُواْ إِلَیْهِمْ لَعَلَّهُمْ یَحْذَرُونَ

1- در برنامه‏ ریزى و مدیریت‏ ها، جامع ‏نگر باشیم تا توجّه به مسئله ‏اى سبب اخلال در مسائل دیگر نباشد. «ما كان المؤمنون لینفروا كافّة»
2- هجرت، ملازم ایمان است. یا براى دفاع از دین، هجرت كنید، یا براى شناختِ دین.«فلولا نفر من كلّ فرقة»
3- باید از هر منطقه، افرادى براى شناخت اسلام به مراكز علمى بروند تا در همه مناطق، روحانى دینى به مقدار لازم حضور داشته باشد.«من كل‏فرقة طائفة»

4- دانشمندى كه كوچ نكند، فقیه كامل نیست. «نَفَر» امام درباره‏ ى كسى كه در خانه ‏اش نشسته بود، فرمود: «كیف یتفّقه فى الدین؟». [190]
5 - تفقّه در دین وآموزش دین به مردم، واجب كفائى است. «فلولا نفر منهم طائفة» (جهاد و اجتهاد، هر دو واجب كفایى است. [191] پس برنامه ‏ریزى چنان باید باشد كه نظام علمى محصلین علوم دینى، به هم نخورد)
6- هدف از فراگیرى فقه، هشدار مردم و هوشیار ساختن آنان و نجات از غفلت و بى‏ تفاوتى نسبت به مشكلات است. «لینذروا»
7- در زمان جنگ هم نباید مسائل فكرى، اعتقادى و اخلاقى، مورد غفلت قرار گیرد و دشمن خارجى ما را از دشمن داخلى (جهل و غفلت) غافل سازد.«ما كان المؤمنون لینفروا ... فلو لانفر...لیتفقّهوا»
8 - فقه، تنها فراگیرى احكام دین نیست، بلكه همه‏ ى معارف دینى قابل تحقیق، دقّت و ژرف‏نگرى است. «لیتفقّهوا فى الدّین»
9- شناخت‏ه اى دینى باید عمیق و ژرف باشد. «لیتفقّهوا فى الدین»
10- شرط تبلیغ دینى آگاهى عمیق از آن است. «لیتفقّهوا... لینذروا»
11- به سخنان یك اسلام ‏شناس فقیه، مى ‏توان اعتماد كرد. «لیتفقّهوا... لینذروا» (ممكن است یك نفر در منطقه باشد، پس خبر واحد حجّیت دارد)
12- فقه در دین، آنگاه ارزش دارد كه فقیه، عالم به زمان و آگاه از شیطنت ‏ها و راههاى نفوذ دشمن باشد تا بتواند هشدار و بیم دهد.«لیتفقهوا ...لینذروا»
13- براى طلاب حوزه‏ ها، دو هجرت لازم است: یكى به سوى حوزه‏ ها ودیگرى از حوزه‏ ها بسوى شهرها. لذا ماندن در حوزه ‏ها جایز نیست. «فلو لانفر... لیتفقّهوا، لینذروا... اذا رجعوا»
14- براى تبلیغ وكار فرهنگى، زادگاه انسان در اولویت است. «لینذروا قومهم»
15- علما باید سراغ مردم بروند و منتظر دعوت آنان نباشند. «رجعوا الیهم»
16- محور تبلیغ، باید ایجاد تقوا ویاد معاد باشد. «لینذروا... لعلّهم یحذرون»
17- فقها نباید انتظار اطاعتِ مطلق همه‏ ى مردم را داشته باشند، چون گروهى هرگز به راه دین و خدا نمى‏ آیند. «لعلّهم یحذرون»

190) تفسیر كنزالدقائق.
191) حضرت على‏ علیه السلام فرمود: اگر پیش‏آمدى رخ داد و نیاز به حضور همه در جبهه شد، بر همه لازم مى‏ شود. بحار، ج‏97، ص 48



تفسیرنور


طبقه بندی: طرح قرانی گروه WhatsApp ( "یاوران ظهور")،
[ دوشنبه 25 خرداد 1394 ] [ 07:10 ب.ظ ] [ Arbabi . ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ


بازدیدکنندگان
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
امکانات وب
آیه قرآن تصادفی