یـــــــــــــاوران اســـــــــــلام
«اُنْظُرْ اِلی ما قالَ وَ لا تَنْظُرْ اِلی مَنْ قالَ»
نویسندگان
سوره 10. یونس آیه 1

الر تِلْكَ ءَایَتُ الْكِتَبِ الْحَكِیمِ‏

1- قرآن، مقام والایى دارد. «تلك» اشاره به دور است.
2- قرآن، كتاب حكیم است؛ هم حَكَم و داور است، هم داراى مطالب حكیمانه است و هم محتواى محكمى دارد. (تاریخ و گذشت زمان و دشمن، خللى در قرآن وارد نمى ‏كند) «الكتاب الحكیم»


آیه2

أَكَانَ لِلنَّاسِ عَجَباً أَنْ أَوْحَیْنَآ إِلَى‏ رَجُلٍ مِّنْهُمْ أَنْ أَنذِرِ النَّاسَ وَبَشِّرِ الَّذِینَ ءَامَنُواْ أَنَّ لَهُمْ قَدَمَ صِدْقٍ عِندَ رَبِّهِمْ قَالَ الْكَفِرُونَ إِنَّ هَذَالَسَحِرٌ مُّبِینٌ‏

1- ریشه‏ ى كفر، غالباً استبعاد و تعجّب از وحى است. «عجبا ان اوحینا»
2- سرچشمه‏ ى دعوت انبیا، وحى الهى است. «اوحینا الى رجل»
3- لیاقت‏ هاى معنوى افراد، در ظاهر دیده نمى‏ شود. اگر كسى مورد لطف خاص خدا قرار گرفت، او را تحمّل كنیم. «رجل منهم»
4- پیامبران به خاطر الگو بودنشان باید از مردم ودرد آشنا باشند. «منهم»
5 - وظیفه‏ ى پیامبران، بشارت و انذار است. «اَنذر، بشّر»
6- هر آنچه نمى ‏فهمیم، آن را رد نكنیم. زیرا كه انكار و تهمت زدن، شیوه ‏ى كفّار است. «قال الكافرونَ انّ هذا لساحِرٌ مُبین»
7- ایمان، زمینه‏ ى قدم صدق وجایگاه ویژه نزد خداوند است. «انّ لهم الجنّة»



آیه3

إِنَّ رَبَّكُمُ اللَّهُ الَّذِى خَلَقَ السَّمَوَتِ وَالْأَرْضَ فِى سِتَّةِ أَیَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَى‏ عَلَى الْعَرْشِ یُدَبِّرُ الْأَمْرَ مَا مِن شَفِیعٍ إِلَّا مِن بَعْدِ إِذْنِهِ ذَ لِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ فَاعْبُدُوهُ أَفَلَا تَذَكَّرُونَ‏

1- آفرینش جهان با برنامه‏ ریزى و زمان بندى صورت پذیرفته است. «ستّة ایّام» (وقتى بر نظام هستى برنامه و تدبیر حاكم است، چگونه مى ‏توان پذیرفت انسان كه گل سرسبد موجودات است، بى‏برنامه باشد؟!)
2- اوّل خداشناسى، سپس خداپرستى. «ان ربكم اللَّه الذى ... فاعبدوه»
3- هستى قانون‏مند و هدفدار است. لازمه‏ ى تدبیر امر، عاقبت وهدف داشتن و قانون‏مند بودن است. «یدبّر الامر»
4- عبادت، سزاوار كسى است كه خلقت و تدبیر به دست اوست، نه دیگران. «خلق... یدبّر... ذلكم اللَّه ربّكم فاعبدوه»
5 - خداوند هستى را آفریده، «خَلق» ودر قبضه دارد، «استوى» وبا حكمت دائماً آن‏را اداره مى ‏كند، «یدّبر» وبدون اذن او كسى را نفوذى نیست، «مامن‏شفیع» و توجّه به این حقایق، زمینه‏ ى پیدایش روح بندگى وپرستش است. «فاعبدوه»
6- واسطه‏ شدن هر موجودى باید از سوى خداوند تأیید شود. پس بى‏ جهت بت‏ها را شفیع قرار ندهیم. «ما من شفیع الاّ من بعد باذنه»
7- الوهیّت از ربوبیّت جدا نیست. طاغوت‏ها مى‏ كوشند خالق را خدا بدانند، ولى سیاستگذار ومدبّر را خودشان، ودین را از سیاست جدا بدانند. «اللَّه‏ربّكم»
8 - انسان آفریدگار خویش را باور دارد، تنها نیازمند تذكّر است.«افلاتذكّرون»


آیه4

إِلَیْهِ مَرْجِعُكُمْ جَمِیعاً وَعْدَ اللَّهِ حَقّاً إِنَّهُ یَبْدَؤُاْ الْخَلْقَ ثُمَّ یُعِیدُهُ لِیَجْزِىَ الَّذِینَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّلِحَتِ بِالْقِسْطِ وَالَّذِینَ كَفَرُواْ لَهُمْ شَرَابٌ مِّنْ حَمِیمٍ وَعَذَابٌ أَلِیمٌ بِمَا كَانُواْ یَكْفُرُونَ

1- بازگشت ما به سوى خداست، بیهوده به فكر راضى ساختن این و آن نباشیم. «الیه مرجعكم»
2- همه‏ ى انسان‏ها، پس از مرگ زنده خواهند شد. «الیه مرجعكم جمیعاً»
3- معاد، مادّى و جسمانى است. «یبدء الخلق ثم یعیده» (اعاده به معناى بازگرداندن همان چیز است)
4- توانایى خداوند بر پدید آوردن، نشانه‏ ى توانایى او بر رستاخیز است. «یبدء الخلق ثم یعیده»
5 - نه تنها انسان دوباره زنده مى ‏شود، بلكه همه‏ ى آفرینش بار دیگر آفریده مى‏ شود. «یبدء الخلق ثم یعیده»
6- همان گونه كه تمام هستى، براى بشر آفریده شده، در آخرت نیز اعاده‏ ى خلق براى پاداش گرفتن بشر است. «یبدء الخلق ثم یعیده لیجزى...»
7- آفرینش همچنان استمرار دارد. «یبدء الخلق»
8 - مقصود اصلى از معاد، پاداش مؤمنان است. «لیجزى الذین امنوا» و كیفر كافران به خاطر عدل الهى است.
9- پاداش الهى براساس قسط و عادلانه است. (با ازدیاد به واسطه ‏ى فضل او منافات ندارد) «لیجزیهم... بالقسط»
10- ارزش كارهاى خوب، به انگیزه وهدف خوب آن است. «آمنوا و عملوا الصالحات»
11- استمرار و پافشارى بر كفر، موجب عذاب است. «بما كانوا یكفرون»


آیه5

هُوَ الَّذِى جَعَلَ الشَّمْسَ ضِیَآءً وَالْقَمَرَ نُوراً وَقَدَّرَهُ مَنَازِلَ لِتَعْلَمُواْ عَدَدَ السِّنِینَ وَالْحِسَابَ مَا خَلَقَ اللَّهُ ذَلِكَ إِلَّا بِالْحَقِّ یُفَصِّلُ الْأَیَتِ لِقَوْمٍ یَعْلَمُونَ‏

1- حیات همه‏ ى موجودات، به نور وحرارت بستگى دارد وخداوند این دو نیاز را به وسیله ‏ى خورشید وماه تأمین كرده است. «جعل‏الشمس ضیاءً والقمرنورا»
2- در حركت كرات آسمانى و تعیین مدار آنها، به نیازهاى انسان توجّه شده است. «لتعلموا»
3- نظم و ترتیب در حركت ماه، یك تقویم طبیعى، عمومى و همیشگى را بوجود آورده است. «لتعلموا عدد السنین...» (از تغییر شكل ماه، مى‏توان روزشمارى كرد)
4- معیار محاسبات در امور شرعى، سال وماه قمرى است. «لتعلموا عددالسنین و...»
5 - عدد، آمار وحساب، در زندگى انسان نقش مهمّى دارد. «لتعلموا عدد السنین و الحساب»
6- آفرینش، بیهوده نیست، بلكه بر اساس حقّ است. «بالحقّ»
7- از شیوه‏ هاى تعلیم و تربیت، روشن وباز كردن مطالب است، نه كلّى گویى. «یفصّل الآیات»
8 - پى بردن به رازهاى آفرینش، نیازمند فكر و تعلیم است. «لقوم یعلمون»


آیه6

إِنَّ فِى اخْتِلَفِ الَّیْلِ وَالنَّهَارِ وَمَا خَلَقَ اللَّهُ فِى السَّمَوَتِ وَ الْأَرْضِ لَأَیَتٍ لِّقَوْمٍ یَتَّقُونَ

1- تمام هستى در حال تغییر و تغیّر است. «ان فى الختلاف اللیل و...»
2- از كنار پدیده‏ها، به سادگى نگذریم.«ماخلق اللّه....لایات»
3- گناه و آلودگى، در شناخت، تشخیص وتحلیل انسان اثر منفى دارد.«لایات لقومٍ یتّقون» (تقوا، وسیله‏ ى بینش صحیح در هستى است)



تفسیرنور


طبقه بندی: طرح قرانی گروه WhatsApp ( "یاوران ظهور")،
[ چهارشنبه 27 خرداد 1394 ] [ 07:26 ب.ظ ] [ Arbabi . ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ


بازدیدکنندگان
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
امکانات وب
آیه قرآن تصادفی