یـــــــــــــاوران اســـــــــــلام
«اُنْظُرْ اِلی ما قالَ وَ لا تَنْظُرْ اِلی مَنْ قالَ»
نویسندگان
سوره 10. یونس آیه 7, 8

إِنَّ الَّذِینَ لَا یَرْجُونَ لَقَآءَنَا وَرَضُواْ بِالْحَیَوةِ الدُّنْیَا وَاطْمَأَنُّواْ بِهَا وَالَّذِینَ هُمْ عَنْ ءَایَتِنَا غَفِلُونَ‏
أُوْلَئِكَ مَأْوَیهُمُ النَّارُ بِمَا كَانُواْ یَكْسِبُونَ

1- امید و یأس، در اصلاح و افساد انسان، نقش مؤثّرى دارد. «لایرجون لقاءنا»
2- انسان، هر چه بیشتر از قیامت غافل و مأیوس شود، دنیاگراتر مى 
‏شود. پس معتقدان به قیامت نباید دنیاگرا باشند.«لایرجون لقاءنا ورضوا بالحیوة الدنیا»
3- اطمینان واقعى تنها با یاد خداست و دنیا، آرام‏بخش كاذب آن هم براى غافلان است. «اطمأنّوا بها... غافلون»
4- عوامل دوزخى شدن عبارت است از:
الف: انكار معاد و پاداشهاى اخروى. «لایرجون لقاءنا»
ب: راضى شدن به دنیاى زودگذر. «رضوا بالحیوة الدنیا»
ج: غفلت از آیات الهى. «هم عن آیاتنا غافلون»
د: عملكرد ناپسند. «بما كانوا یكسبون»
5 - جهنّم، دست‏آورد خود انسان است. «بما كانوا یكسبون»


آیه9

إِنَّ الَّذِینَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّلِحَتِ یَهْدِیهِمْ رَبُّهُمْ بِإِیمَنِهِمْ تَجْرِى مِن تَحْتِهِمُ الْأَنْهَرُ فِى جَنَّتِ النَّعِیمِ‏

1- ایمان، از عمل جدا نیست. «آمنوا وعملوا»
2- گرچه مؤمن هدایت یافته است، ولى همواره نیازمند هدایت الهى است. [222] «یهدیهم ربّهم»
3- زمینه ‏ى هدایت الهى را باید خود ایجاد كنیم. «یهدیهم ربّهم‏بایمانهم»
4- در مقایسه بین ایمان و عمل، ایمان محور است. «یهدیهم ربّهم ‏بایمانهم» و نفرمود: «بایمانهم و عملهم»
5 - هدایت خدا نسبت به مؤمنان، مطلق وفراگیر است. «یهدیهم» مطلق است.
6- ربوبیّت خداوند، سبب دستگیرى دائمى او از مؤمنان است. «یهدیهم ربّهم»
7- نهرهاى بهشتى، نه تنها از زیر درختان، بلكه از زیر خانه‏هاى بهشتى نیز جارى است. «من تحتهم الأنهار»

222) حتّى رسول خدا صلى الله علیه وآله و امامان معصوم‏علیهم السلام نیز همواره مى‏ گفتند: »اهدنا الصراط المستقیم«



آیه10

دَعْوَیهُمْ فِیهَا سُبْحَنَكَ اللَّهُمَّ وَتَحِیَّتُهُمْ فِیهَا سَلَمٌ وَءَاخِرُ دَعْوَیهُمْ أَنِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَلَمِینَ

1- یاد خدا تنها در دنیا نیست، آخرت هم جاى ذكر الهى است. «سبحانك اللّهم»
2- انسان به جایى مى ‏رسد كه دعا و خواسته‏ اش هم تمجید پروردگار مى‏ شود. «دعواهم فیها سبحانك» و این تسبیح وتمجید آنان را كامیاب مى ‏سازد.
3- مؤمنان، در برابر صفات الهى مى‏ گویند: «سبحانك»، در برابر سایر مؤمنان مى‏ گویند:«سلام» ودر مقابل كامیابى از نعمت‏هاى الهى مى ‏گویند:«الحمدللَّه»
4- مؤمن، عاشق خداست. بهشت ولذّت‏هاى بهشتى هم او را از یاد محبوب باز نمى‏ دارد، بلكه در همه چیز، لطف و قدرت خدا را مى‏ بیند. «سبحانك اللّهم، الحمد للّه»
5 - آغاز سخن مؤمنان با «سبحان اللّه» وپایان آن با «الحمدللَّه» مى ‏باشد. (از عبارت «آخر دعواهم ان الحمدللَّه» استفاده مى‏ شود كه اوّل سخن آنان «سبحانك الّلهم» است)


آیه11

وَلَوْ یُعَجِّلُ اللَّهُ لِلنَّاسِ الشَّرَّ اسْتِعْجَالَهُم بِالْخَیْرِ لَقُضِىَ إِلَیْهِمْ أَجَلُهُمْ فَنَذَرُ الَّذِینَ لَا یَرْجُونَ لِقَآءَنَا فِى طُغْیَنِهِمْ یَعْمَهُونَ‏

1- انسان، طبیعتاً عجول است. «استعجالهم بالخیر» [232]
2- اگر خداوند در دنیا، بدكاران را كیفر فورى مى ‏داد، كسى باقى نمى ‏ماند و نسل بشر منقرض مى ‏شد. «لو یعجّل اللّه... لقضى الیهم اجلهم»
3- یكى از سنّت‏هاى الهى، «استدراج» در عذاب ومهلت‏ دادن به ظالمان است. «فنذر الذین...»
4- هلاك نشدن كفّار، نشانه‏ ى حقّانیّت آنان نیست. «فنذر الذین لایرجون لقاءنا»
5 - آنان كه از خدا بریده وسرگرم خود شده ‏اند، هدف معیّنى ندارند و حیرانند. «فى طغیانهم یعمهون»
6- انكار وبى‏توجّهى به قیامت، موجب طغیان و رهاشدن به حال خود و محروم شدن از الطاف الهى است. «لایرجون لقاءنا فى طغیانهم یعمهون»

232) در آیه‏ ى دیگرى آمده است: «خُلِق الانسان من عجل» انبیاء، 37.


آیه12

وَإِذَا مَسَّ الْإِنْسَنَ الضُّرُّ دَعَانَا لِجَنبِهِ أَوْ قَاعِداً أَوْ قَآئِماً فَلَمَّا كَشَفْنَا عَنْهُ ضُرَّهُ مَرَّ كَأَن لَّمْ یَدْعُنَآ إِلَى‏ ضُرٍّ مَّسَّهُ كَذَلِكَ زُیِّنَ لِلْمُسْرِفِینَ مَا كَانُواْ یَعْمَلُونَ‏

1- ایمان به خداوند، در عمق روح انسان عجین شده و حوادث تلخ، عامل بیدارى این وجدان وفطرت خداجوى اوست. «مسّ الانسان الضّر دعانا»
2- آنان كه دعا و نیایش موسمى دارند، مورد انتقاد وكارشان بى‏ ارزش است. «مس الانسان الضّر دعانا»
3- دعا در هر حال جایز است؛ ایستاده، نشسته یا خوابیده. «جنبه، قاعداً، قائماً»
4- نیایش خالصانه، سبب رفع گرفتارى است. «دعانا... كشفنا»
5 - رفاه، زمینه‏ ى غفلت است. «فلمّا كشفنا عنه مرّ كان لم یدعنا»
6- انسان، ناسپاس است. «مرّ كان لم یدعنا»
7- آنان كه خدا را فراموش كنند، زندگى مادّى در نظرشان زیبا جلوه مى‏ كند. «زیّن للمسرفین»
8 - فراموش كردن الطاف خداوند، نوعى اسراف است. «مرّ... للمسرفین»
9- هر كس در رفاه، غافل ودر گرفتارى دعا كند، مسرف است. «مسّ الانسان الضّر دعانا... فلمّا كشفنا عنه مرّ... زیّن للمسرفین»
10- مرفّهان، از خودراضى‏اند. «زیّن للمسرفین ما كانوا یعملون»


آیه13

وَلَقَدْ أَهْلَكْنَا الْقُرُونَ مِن قَبْلِكُمْ لَمَّا ظَلَمُواْ وَجَآءَتْهُمْ رُسُلُهُم بِالْبَیِّنَتِ وَمَا كَانُواْ لِیُؤْمِنُواْ كَذَلِكَ نَجْزِى الْقَوْمَ الْمُجْرِمِینَ‏

1- ظلم وستم، زمینه‏ ساز سقوط ملّت‏هاست. «اهلكنا القرون... لمّا ظلموا»
2- عقاب و قهر الهى، بعد از اتمام حجّت است. «اهلكنا وجائتهم رسلهم بالبیّنات»
3- هلاكت، براى ستمگرانى است كه امیدى به ایمان و اصلاحشان نیست. «وما كانوا لیؤمنوا»
4- در كنار تاریخ باید فلسفه‏ ى تاریخ نیز بیان شود تا مایه‏ ى عبرت باشد. [233] «اهلكنا القرون ... كذلك نجزى»
5 - سنّت‏ هاى الهى، همگانى و همیشگى است. «كذلك نجزى القوم المجرمین»

233) هلاك اقوام گذشته، تاریخ است و رمز هلاك كه ستم و جُرم است، فلسفه ‏ى تاریخ.



آیه14

ثُمَّ جَعَلْنَكُمْ خَلَئِفَ فِى الْأَرْضِ مِن بَعْدِهِمْ لِنَنْظُرَ كَیْفَ تَعْمَلُونَ‏

1- حكومت و تمكّن، وسیله‏ ى آزمایش الهى است. «جعلناكم خلائف ... لننظر»
2- هر مدیرى كه مسئولیّت مى‏ دهد، باید نظارت هم بكند. «جعلناكم، لننظر»
3- عملكرد ما، زیر نظر خداوند است. «لننظر»
4- همه ‏ى اقوام، نزد خدا یكسانند و قانونِ آزمایش الهى، درباره‏ى همه جارى مى ‏شود. «لننظر كیف تعملون»
5 - سرنوشت مردم، نتیجه ‏ى عملكرد خودشان است. «كیف تعملون»


تفسیرنور



طبقه بندی: طرح قرانی گروه WhatsApp ( "یاوران ظهور")،
[ پنجشنبه 28 خرداد 1394 ] [ 07:33 ب.ظ ] [ Arbabi . ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ


بازدیدکنندگان
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
امکانات وب
آیه قرآن تصادفی