یـــــــــــــاوران اســـــــــــلام
«اُنْظُرْ اِلی ما قالَ وَ لا تَنْظُرْ اِلی مَنْ قالَ»
نویسندگان
سوره 7. اعراف آیه 23

قَالَا رَبَّنَا ظَلَمْنَآ أَنفُسَنَا وَإِن لَّمْ تَغْفِرْ لَنَا وَتَرْحَمْنَا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخَسِرِینَ‏

1- در برابر ستم‏هایى كه به خود روا مى‏ داریم باید از خداوند استمداد كنیم و آنها را جبران كنیم. «قالا ربّنا ظلمنا...»
2- آدم و حوّا، هم در تخلّف شریك بودند، هم در جبران گذشته و عذرخواهى. «ذاقا، قالا ربّنا»
3- هرگونه خلافى، ظلم به خویش است، چون مخالفت با فرمان خدا مخالفت با تكامل و سعادت واقعى خود است. «ظلمنا أنفسنا»
4- از آداب دعا و استغفار، ابتدا اعتراف به گناه است. «قالا ربّنا ظلمنا أنفسنا»
5 - نخستین خواسته‏ ى بشر از خدا، تقاضاى عفو ورحمت بود. «وان لم‏تغفرلنا»
6- مهم‏ترین مسأله براى گناهكار، مغفرت الهى است، سپس درخواست‏هاى دیگر. «ان لم تغفر لنا و ترحمنا»
7- عنایت و لطف و مهربانى خدا، جلوى خسارت ابدى را مى‏ گیرد. «ان لم‏تغفر لنا... لنكوننّ من الخاسرین»


آیه24و25

قَالَ اهْبِطُواْ بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ وَلَكُمْ فِى الْأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَ مَتَعٌ إِلَى‏ حِینٍ‏
قَالَ فِیهَا تَحْیَوْنَ وَفِیهَا تَمُوتُونَ وَمِنْهَا تُخْرَجُونَ‏

1- از آثار وضعى خلاف و گناه نمى ‏توان گریخت. «قال اهبطوا»
2- گاهى عملكرد والدین، در هبوط و سقوط نسل آنان هم اثر مى‏ گذارد. «قال اهبطوا...»



ادامه مطلب

طبقه بندی: طرح قرانی گروه WhatsApp ( "یاوران ظهور")،
[ دوشنبه 31 فروردین 1394 ] [ 08:20 ب.ظ ] [ Arbabi . ] [ نظرات ]
سوره 7. اعراف آیه 12

قَالَ مَا مَنَعَكَ أَلَّا تَسْجُدَ إِذْ أَمَرْتُكَ قَالَ أَنَاْ خَیْرٌ مِّنْهُ خَلَقْتَنِى مِن نَّارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِن طِینٍ‏

1- قبل از صدور حكم، محاكمه و بازپرسى لازم است. «قال ما منعك»
2- شیطان، پایه‏ گذار نافرمانى و گناه است. «ما منعك... اذ امرتك» چون اوّلین نافرمانى توسّط او صورت گرفت.
3- عقاب بدون بیان قبیح است، تا حكمى و مطلبى بیان نشده، بازخواست و مجازات نمى‏ توان كرد. «قال ما منعك... اذ امرتك»
4- شیطان در برابر خدا ایستاد، نه در برابر حضرت آدم. «اذ أمرتك» چنانكه در آیه‏ ى دیگر مى‏ خوانیم: «ففسق عن امر ربّه» [24]
5 - شیطان نیز همچون انسان داراى تكلیف و اختیار است. «ما منعك الاّ تسجد اذ امرتك قال...»
6- میزان، اطاعت امر خداست. سنّ و نژاد و سابقه و... هیچ كدام معیار نیست. «اذ أمرتك قال أنا خیر...»
7- در قضاوت، به مجرمان نیز فرصت اظهارنظر بدهیم. «قال أنا خیر منه»
8 - نادیده گرفتن بعد ملكوتى انسان و تنها چشم دوختن به جسم او كه مرام و مسلك مادّیین مى ‏باشد، شیطان‏ صفتى است. «قال أنا خیر منه»
9- خودبرتربینى مى ‏تواند مخلوق را به جبهه‏ گیرى در مقابل خالق ودار مى‏ كند. «أنا خیر منه»
10- قبول خالقیّت خدا به تنهایى كافى نیست، اطاعت و تسلیم هم لازم است. «خلقتنى... خلقته» شیطان، خالقیّت خدا را پذیرفته بود، ولى از او اطاعت نكرد.
11- نژادگرایى، از ارزشهاى شیطانى است. «خلقتنى من نار»


ادامه مطلب

طبقه بندی: طرح قرانی گروه WhatsApp ( "یاوران ظهور")،
[ یکشنبه 30 فروردین 1394 ] [ 08:40 ب.ظ ] [ Arbabi . ] [ نظرات ]

وضوی پیروان اهل بیت وضوی پیامبر است یا وضوی چهارمذهب اهل سنت؟

وضوء یكی از آن اعمالی است كه در عهد پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ در مورد آن اختلافی بین مسلمانان نبوده، و همگی، عمل خویش را كه از سیرة قولی و عملی آن حضرت ـ صلی الله علیه و آله ـ برگرفته و طبق آن انجام می دادند. و آن همین وضویی است كه امروزه شیعه انجام می دهد.
مرحوم كلینی در اصول كافی روایت نموده كه را وی می گوید: امام باقر ـ علیه السلام ـ وضوی پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ را بدین صورت بیان كردند كه ظرف آبی طلبید، و مشتی از آن برگرفت و بر صورت ریخت، پس صورتش را از دو طرف مسح كرد (دست كشید)، سپس دست چپ خویش را در آب فرو برد (و پر كرد) و بر دست راستش ریخت، سپس اطراف آن را دست كشید و بعد دست راستش را در آب فرو برد و بر دست چپش ریخت و همان كاری را كه با دست راست نموده بود، با دست چپش هم انجام داد، سپس از آنچه در دستش (از رطوبت) مانده بود، سرش را و (روی) دو پا را مسح كرد، و دیگر بار دست ها را در آب فرو نبرد.(1)
همان طور كه در این روایت روشن شد، نحوة وضوی پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ ، كه شامل شستن صورت و دو دست تا آرنج و مسح سر و روی دو پا است، بیان شده و سخن از شستن پاها به میان نیامده است،


ادامه مطلب

طبقه بندی: پرسش و پاسخ،
[ یکشنبه 30 فروردین 1394 ] [ 08:59 ق.ظ ] [ Arbabi . ] [ نظرات ]



طبقه بندی: احادیث،
[ یکشنبه 30 فروردین 1394 ] [ 12:53 ق.ظ ] [ Arbabi . ] [ نظرات ]
سوره 7. اعراف آیه 1, 2

المص‏
كِتَبٌ أُنزِلَ إِلَیْكَ فَلَا یَكُن فِى صَدْرِكَ حَرَجٌ مِّنْهُ لِتُنذِرَ بِهِ وَ ذِكْرَى‏ لِلْمُؤْمِنِینَ‏

1- قرآن، كتابى بس بزرگ است. («كتاب» نكره آمده است)
2- توجّه به قرآن و مفاهیم آن، سبب سعه‏ ى صدر است. «كتاب... فلایكن فى صدرك حرج منه»
3- شرط رسالت و تبلیغ، سعه‏ ى صدر است. «انزل الیك فلایكن فى صدرك حرج منه لتنذر به»
4- از لجاجت كفّار نگران نباش، وظیفه‏ ى تو انذار است، نه اجبار. «لتنذر»
پیامبر اسلام صلى الله علیه وآله پس از نزول قرآن، نگران نپذیرفتن مردم و مخالفت آنان با قرآن بود كه خداوند با این آیه پیامبر را تسلّى مى‏ دهد.
5 - هشدارهاى انبیا براى عموم است، ولى تنها مؤمنان از آنها بهره ‏گرفته و متذكّر مى‏ شوند. «لتنذر به وذكرى للمؤمنین»


آیه3

إِتَّبِعُواْ مَآ أُنزِلَ إِلَیْكُم مِّن رَّبِّكُمْ وَلَا تَتَّبِعُواْ مِن دُونِهِ أَوْلِیَآءَ قَلِیلًا مَّا تَذَكَّرُونَ‏

1- پیروى از آیات الهى، سبب رشد و تربیت بشر است. «اتّبعوا... ربّكم»
2- لازمه‏ ى ربوبیّت و تربیت الهى، نزول دستورات و راهنمایى ‏ها و تذكّرات است. «ما اُنزل الیكم من ربّكم»


ادامه مطلب

طبقه بندی: طرح قرانی گروه WhatsApp ( "یاوران ظهور")،
[ شنبه 29 فروردین 1394 ] [ 08:23 ب.ظ ] [ Arbabi . ] [ نظرات ]

جابر بن عبدالله انصاری گفت:

وقتی که امیرالمومنین (ع) در" خیبر" نزد رسول خدا (ص) آمد، پیامبر خدا (ص) فرمودند:

اگر نبود اینکه طوائفی از امت من ،آن چیزی را که نصاری در حق عیسی مسیح گفتند( عیسی خداست و پسر خداست)درباره تو  امروز فضایلی را میگفتم

که وقتی دربین مسلمین راه میرفتی، خاک زیر پایت و زیادی آب وضویت را بر میداشتند و با آن شفا میگرفتند


ولی همین قدر تو را بس است که از من باشی و من از تو باشم،

از من ارث ببری و از تو ارث ببرم،

تو برای من بمنزله ی هارون برای موسی هستی با این فرق که بعد از من پیامبری نیست،

تو حق من را ادا میکنی

و بر طبق سنت من میجنگی



ادامه مطلب

طبقه بندی: احادیث،
[ شنبه 29 فروردین 1394 ] [ 09:49 ق.ظ ] [ Arbabi . ] [ نظرات ]
سوره 6. انعام آیه 158

هَلْ یَنْظُرُونَ إِلَّآ أَنْ تَأْتِیَهُمُ الْمَلَِكَةُ أَوْ یَأْتِىَ رَبُّكَ أَوْ یَأْتِىَ بَعْضُ ءَایَتِ رَبِّكَ یَوْمَ یَأْتِىَ بَعْضُ ءَایَتِ رَبِّكَ لَا یَنْفَعُ نَفْساً إِیمَنُهَا لَمْ تَكُنْ ءَامَنَتْ مِن قَبْلُ أَوْ كَسَبَتْ فِى إِیمَنِهَا خَیْراً قُلِ انْتَظِرُواْ إِنَّا مُنْتَظِرُونَ‏

1- كافران لجوج، با دیدن معجزات الهى هم تسلیم نمى‏ شوند. «هل ینظرون ...»
2- نتیجه‏ ى طفره رفتن در ایمان، ناكامى است. «لاینفع نفساً ایمانها»
3- ایمان و عمل، در شرایط آزاد و طبیعى، كارساز است، نه در حال اضطرار و ترس جان. «یوم یأتى بعض آیات ربّك لاینفع»
4- عمل صالح بدون ایمان سودبخش نیست. «او كسبت فى ایمانها خیراً»


ایه159

إِنَّ الَّذِینَ فَرَّقُواْ دِینَهُمْ وَكَانُواْ شِیَعاً لَسْتَ مِنْهُمْ فِى شَىْ‏ءٍ إِنَّمَا أَمْرُهُمْ إِلَى اللَّهِ ثُمَّ یُنَبِّئُهُم بِمَا كَانُواْ یَفْعَلُونَ‏

1- میان معارف دینى تفاوتى نیست، باید به همه ایمان داشت و عمل كرد، نه فقط بعضى. «انّ الّذین فرّقوا دینهم»
2- از عوامل تفرقه و جدایى، تغییر و تحریف در مكتب است. «انّ الّذین فرّقوا دینهم و كانوا شیعاً»
3- با آنان كه مجموعه‏ ى مكتب اسلام را قبول ندارند، نباید همكارى كرد آنان از امّت محمّد محسوب نخواهند شد. «لستَ منهم فى شى‏ء» آنان مورد تهدید خداوند هستند. «انّما امرهم الى اللَّه»


ادامه مطلب

[ جمعه 28 فروردین 1394 ] [ 08:24 ب.ظ ] [ Arbabi . ] [ نظرات ]
[http://www.aparat.com/v/fzSMx]


اهانت به حجاج ایرانی در عربستان.....



طبقه بندی: کلیپ ها،
[ جمعه 28 فروردین 1394 ] [ 06:30 ب.ظ ] [ Arbabi . ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.

تعداد کل صفحات : 8 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...

درباره وبلاگ


بازدیدکنندگان
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
امکانات وب
آیه قرآن تصادفی